تعیین میزان ریسک پیش از شروع معامله


در معاملات فیوچرز، مالکیت ارز از فروشنده گرفته نشده و به خریدار داده نمی‌شود؛ بلکه خریدار و فروشنده، با تحلیل‌های خود سعی می‌کنند تا قیمت را در آینده پیش‌بینی و به نوعی بر سر قیمت معامله ‌کنند.

معاملات فیوچرز چیست؟ همه چیز درباره Futures Contract یا معاملات آتی

نوعی از معاملات به نام «معاملات فیوچرز» یا «قرارداد آتی»، امروزه بسیار زیاد به گوش می‌خورند. با فراگیری ترید و سرمایه‌گذاری افراد روی رمزارزها، صرافی و پلتفرم‌های مختلف سبک خاصی از معاملات را در اختیار کاربران قرار دادند که معاملات فیوچرز یا آتی نامیده می‌شوند. معاملات فیوچرز سابقه‌ای بیش از پیدایش ارزهای دیجیتال دارند و یک روش پذیرفته شده در تمامی معاملات مالی و دارایی محسوب می‌شوند.

در این مقاله قصد داریم تا ماهیت معاملات فیوچرز را شرح دهیم و سپس، معروف‌ترین و بهترین پلتفرم را برای انجام معاملات فیوچرز ارز دیجیتال به شما معرفی کنیم.

معاملات فیوچرز چیست؟

معاملات فیوچرز یا آتی، قراردادهای مالی‌ای هستند که طبق آن دو طرف معامله بر سر قیمت کالا یا دارایی‌ای توافق می‌کنند و معامله در زمان مشخصی در آینده انجام می‌شود. قیمت از پیش تعیین شده طرفین برای خرید و فروش دارایی به عنوان قیمت آتی شناخته می‌شود. زمان مشخص شده در آینده (یعنی زمانی که تحویل و پرداخت انجام می‌شود) به عنوان تاریخ تحویل شناخته می‌شود.

معاملات آتی در یک بازار خاص انجام می‌شوند و فروشندگان و خریداران در آنجا گرد هم می‌آیند و مذاکره می‌کنند. به قرارداد طرف خریدار، لانگ (Long) و به قرارداد طرف فروشنده، شورت (Short) گفته می‌شود.

یکی از مثال‌های خوب برای قراردادهای فیوچرز، قراردادهای نفتی است. اگر کشوری مثل ما که فروشنده نفت هستیم، پیش بینی کند که قیمت نفت در سال آینده کاهش می‌یابد، با قراردادی آتی می‌توانیم نفت را به قیمت امروز بفروشیم و موقع پایین آمدن قیمت، آن را تحویل دهیم ولی پول زمان توافق را دریافت کنیم! همه چیز بستگی به این دارد که پیش بینی ما از آینده چه باشد.

همین را تعمیم بدهیم به ارزهای دیجیتال و نوسان‌های آن.

تاریخچه معاملات فیوچرز

بیایید نگاهی گذرا به سابقه معاملات آتی بیندازیم. شاید باورش سخت باشد ولی ولین سندی که از معاملات آتی وجود دارد لوح حمورابی است که قدمت آن به ۳۸۰۰ سال می‌رسد! در این لوح کشف شده از شوش در خوزستان، به قانونی اشاره شده که تاجران می‌توانند قیمت فعلی یک کالا را بپردازند و آن را بخرند ولی کالا را در تاریخی در آینده دریافت کنند. بازاری هم برای بستن این قراردادها وجود داشت که معمولا در معابد صورت می‌گرفت. این سند را می‌توان اولین سند کشف شده درباره معاملات فیوچرز دانست.

لوح حمورابی (پادشاه بابل) به خط میخی کشف شده در خوزستان

لوح حمورابی (پادشاه بابل) به خط میخی کشف شده در خوزستان

اولین سوابق مکتوب از این معاملات مربوط است به کتاب «سیاست» ارسطو. او داستان تالس، یک فیلسوف فقیر اهل میلتوس را روایت می‌کند که از مهارت خود در پیش بینی استفاده کرد و حدس زد که برداشت زیتون در پاییز آینده بسیار خوب خواهد بود. او با اطمینان از پیش‌بینی‌اش، با صاحبان کارخانه‌های روغن گیری زیتون‌ محلی توافق کرد تا پول خود را پیش پیش بپردازد و زیتون‌ها به علاوه اجاره دستگاه پرس برا روغن گیری را در زمان برداشت تحویل بگیرد.

تالس موفق شد که معامله را با قیمت کمی ببندد چون کسی نمی‌توانست پیش بینی کند که آیا برداشت زیتون زیاد خواهد بود یا نه! کارخانه‌داران و کشاورزان هم از این قرارداد منتفع می‌شدند چون پول را پیشاپیش می‌گرفتند و ریسک کاهش قیمت در زمان برداشت را از خود دور می‌کردند. آن‌ها محصولی که هنوز وجود نداشت را فروخته بودند!

زمانی که زمان برداشت فرا رسید و افزایش شدید تقاضا برای استفاده از دستگاه روغن گیری زیتون زیاد شد، او قراردادهای آتی خود از پرس زیتون را به رقم دلخواه خود فروخت و درآمد زیادی به دست آورد.

تفاوت معاملات فیوچرز با معاملات اسپات چیست؟

شاید در ابتدا تصور کنید که تنها یک حالت برای ترید کردن و معامله وجود دارد؛ به این صورت که ارز، سهام یا هر دارایی دیگری که قصد معامله‌اش را دارید را، در همان لحظه و به صورت آنی، خرید و فروش می‌کنید. بله، چنین حالت و چنین سبکی از معاملات وجود دارند که «معاملات اسپات (spot)» نامیده می‌شوند و متداول‌ترین نوع خرید و فروش دارایی‌ها به شمار می‌روند.

اما همان طور که گفتیم نوع تعیین میزان ریسک پیش از شروع معامله دیگری از معاملات هم وجود دارند که دقیقا نقطه مقابل معاملات اسپات‌اند؛ که آن‌ها را معاملات فیوچرز یا آتی خطاب می‌کنیم. به زبان ساده، معاملات فیوچرز، معاملاتی هستند که نه در لحظه معامله، بلکه در زمانی مشخص در آینده، و در قیمتی از پیش تعیین‌شده صورت می‌گیرند.

در ترید اسپات، وقتی تصمیم به خرید یا فروش یک ارز می‌گیرید، در همان لحظه تراکنش شما صورت می‌گیرد و دیگر نگرانی‌ای بابت قیمت ارز در آینده نخواهید داشت.

در معاملات فیوچرز اما چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد؛ در معاملات فیوچرز، خریدار و فروشند، بر سر قیمتی مشخص در زمانی مشخص در آینده، توافق می‌کنند تا معامله در آن قیمت صورت بگیرد. معامله‌ای که در آینده انجام خواهد شد، فارغ از قیمت حال حاضر آن دارایی به‌خصوص است. در معاملات اسپات، در زمان عقد قرارداد، اصل دارایی از فرد فروشنده به خریدار واگذار می‌شود.

برای مثال وقتی شما ۱ واحد بیت کوین خریداری می‌کنید، این این بیت کوین را به صورت کاملا واقعی در اختیار دارید و از مالکیت آن برخوردارید؛ در معاملات فیوچرز، دارایی و ارز بین دو طرف مبادله نمی‌شود؛ بلکه طرفین به نوعی روی قیمت معامله می‌کنند. برای همین است که در معاملات فیوچرز می‌توان از پوزیشن‌های شورت و لانگ استفاده کرد و هم از روند نزولی و هم از روند صعودی بازار، سود دریافت کرد.

معاملات اسپات در برابر معاملات فیوچرز یا آتی

مالکیت ارز در معاملات اسپات و فیوچرز

شاید معامله کردن در بازار اسپات، کمی راحت‌تر از بازار فیوچرز باشد. در بازار یک‌طرفه اسپات، تریدر تنها از روند صعودی نمودار کسب سود خواهد کرد. چرا که در معاملات اسپات، تریدر با خرید یک ارز و در اختیار داشتن مالکیت تمام و کمال آن، انتظار افزایش قیمت آن و در نتیجه کسب سود را دارد. اتفاقی که نه تنها در خرید و فروش رمزارزها، بلکه در بسیاری از دارایی های دیگر، از جمله دارایی‌های فیات هم رخ می‌دهد.

در معاملات فیوچرز، مالکیت ارز از فروشنده گرفته نشده و به خریدار داده نمی‌شود؛ بلکه خریدار و فروشنده، با تحلیل‌های خود سعی می‌کنند تا قیمت را در آینده پیش‌بینی و به نوعی بر سر قیمت معامله ‌کنند.

شخص فروشنده (شخصی که پوزیشن شورت یا فروش گرفته) و شخص خریدار در معاملات فیوچرز (شخصی که پوزیشن لانگ یا خرید گرفته)، هر دو سعی می‌کنند تا با قرارگیری در جهت روندی که فکر می‌کنند اتفاق خواهد افتاد، از بازار کسب درآمد داشته باشند.

شاید از طریق این موضوع که خریدار و فروشنده در معاملات فیوچرز، پوزیشن‌های شورت و لانگ می‌گیرند، فهمیده باشید که برخلاف معاملات اسپات، مالکیتی بر هیچ دارایی، از سمت هیچ‌کدام از طرفین معامله وجود ندارد؛ بلکه آن‌ها سعی می‌کنند تا با تشخیص روند پیش روی نمودار، در ابتدای یک پوزیشن لانگ یا شورت بگیرند. سودی که در نهایت نصیب طرفین خواهد شد، با بستن معامله و انجام تراکنش مخالف است. بدین صورت که شخصی که در ابتدا پوزیشن لانگ (خرید) گرفته، با گرفتن یک پوزیشن شورت (فروش)، در نهایت معامله را خواهد بست و سود یا ضرر نهایی خود را دریافت خواهد کرد.

ویژگی و مزیت‌های معاملات فیوچرز

معاملات فیوچرز، با اینکه کار را برای بسیاری از تریدرها آسان‌تر کرده‌اند، اما همچنین می‌توانند به شکل یک تیغه دولبه بسیار برنده برای تریدرهای نوپا و کم‌تجربه ظاهر شوند. دانستن نکات ذیل، می‌تواند به تمام افراد برای شناخت معاملات فیوچرز، کمک شایانی به تصمیم‌گیری درست بکند.

۱. پوزیشن‌های شورت و لانگ

قابلیتی که معاملات فیوچرز برای بازکردن پوزیشن‌های short و long در اختیار کاربران قرار می‌دهند، یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های این معاملات است. به وسیله بازکردن پوزیشن‌های شورت (فروش) و لانگ (خرید)، می‌توان از دو روند صعودی و نزولی بازار، سود گرفت.

پوزیشن شورت یا فروش که مختص به روندهای نزولی ست، به این شکل انجام می‌شود که شما در ابتدای یک روند نزولی، ابتدا یک ارز را به صورت مجازی به فروش می‌رسانید و در انتهای روند نزولی، جایی که قیمت به کم‌ترین مقدار ممکن رسیده است، دوباره ارز را خریداری می‌کنید. اختلاف بین این دو نقطه، سود شما خواهد بود. چنین اتفاقی، در پوزیشن‌های لانگ هم صورت می‌گیرد؛ منتها به شکل برعکس و در روندهای صعودی.

پوزیشن‌های شورت و لانگ‌ به ما این امکان را می‌دهند که بدون نیاز به در اختیار داشتن مالکیت یک ارز، آن‌را در روندهای صعودی و نزولی، معامله کنیم و از حرکت آن در نمودار، به سود برسیم.

۲. اهرم‌ها

یکی از مهم‌ترین نکات معاملات فیوچرز، قابلیت استفاده از اهرم‌ها برای بالابردن میزان پاداش و سود حاصل از معامله است. این مورد، می‌تواند همان تیغه دولبه‌ای باشد که پیش‌تر به آن اشاره کردیم. اهرم‌ها یا لوریج‌ها باعث می‌شوند شما نیازی به واردکردن تمام سرمایه خود به معامله نداشته باشید و با داشتن تنها درصدی از سرمایه، با استفاده از اهرم‌ها، سرمایه ورودی خود در معامله را چندین برابر کنید.

استفاده از اهرم ها در معاملات فیوچرز

این توضیحات شاید پوسته‌ای جذاب برای اقدام خطرناک استفاده از اهرم‌ها باشد! در عمل اما چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد؛ پلتفرم یا صرافی‌ای که در آن معامله می‌کنید، با اهرم‌ها، سرمایه بیشتری به شما نمی‌دهد؛ بلکه سود و ضرر شما را به نسبت اهرم مورد استفاده، چندین برابر خواهد کرد. برای مثال اگر در معامله‌ای ۱۰۰۰ دلار در اختیار داشته باشید، و معامله را با اهرم ۱۰ باز کنید، تنها با ۱۰% سود، سود شما ۱۰ برابر خواهد شد و به ۱۰۰% خواهد رسید.تعیین میزان ریسک پیش از شروع معامله

از طرفی با تنها ۱۰% ضرر، شما تمام سرمایه خود را از دست خواهید داد. بنابراین حد ضرر در معاملات فیوچرز اهرم‌دار، نکته بسیار مهمی است که باید به آن توجه داشت.

۳. نیاز به داشتن اطلاعات تحلیلی و فنی بیشتر از معاملات اسپات

در معاملات اسپات، تنها یک راه برای کسب سود دارید؛ خرید ارز و سپس انتظار برای افزایش قیمت آن. البته تشخیص روند صعودی و قرارگرفتن در آن، خود نیاز به دانش و اطلاعات زیادی دارد. اما طبیعتا در معاملات فیوچرز، شما باید قیمت را در مدت زمان طولانی‌تری پیش‎‌بینی کنید. باز کردن پوزیشن‌های شورت و لانگ به ظرافت و دقت بالایی نیاز دارد که اگر آموزش درستی در این باره ندیده باشید، می‌تواند ضربه زیادی به شما و سرمایه‌تان وارد کند.

علاوه بر اطلاعاتی که باید درباره ترید کردن بدانید آموزش های بیشتر درباره معاملات فیوچرز، به شما کمک بسیاری خواهد کرد. همین مقاله، می‌تواند منبع جامعی باشد؛ البته که این مقاله، به نوعی ادامه مقاله «ترید چیست؟» است که در آن، به اطلاعات بسیار مفیدی درباره انواع معاملات، تریدکردن و انواع تریدرها دست پیدا خواهید کرد.

۴. هِج‌ کردن (Hedging)

اگر دنبال‌کننده جدی بازارهای مالی، اتفاقات و آموزش‌های آن باشید، حتما با استراتژی‌ای به نام هِج کردن برخورد کرده‌اید. هِج کردن به عنوان یک استراتژی برای مدیریت سرمایه و ریسک شناخته می‌شود. شرکت‌ها و افراد سعی می‌کنند با هج کردن و در واقع خرید یا فروش در جهت مخالف معامله اصلی خود، از ضرر احتمالی پیش‌گیری کنند.

برای مثال اگر فردی اقدام به خرید بیت کوین در معامله اسپات کرده و از این کاهش قیمت آن در آینده نگران است یا حتی اگر بازار برخلاف تصمیم او رفتار کند، می‌تواند با باز کردن یک معامله شورت در فیوچرز، از این ضرر احتمالی تا حدی جلوگیری کند. این فرد می‌تواند قیمتی را که فکر می‌کند بیت کوین در صورت کاهش قیمت به آن می‌رسد را مشخص کند تا در آن صورت، با فروش مقداری بیت کوین، مقداری از ضرر متحمل‌شده را جبران کند.

در کل هِج کردن را می‌توان خرید یا فروش بیشتر از همان دارایی یا دارایی های دیگر دانست، که باعث می‌شوند ضرر متحمل‌شده در معامله اصلی، مقداری کمتر شود. معاملات فیوچرز از مهم‌ترین ابزارها برای هِج کردن به شمار می‌روند که می‌توانند در مواقعی، بسیار کمک‌کننده باشند.

بهترین پلتفرم‌های انجام معاملات فیوچرز کدام‌اند؟

تقریبا در تمام صرافی‌های بزرگ و معروف دنیا، می‌توان به انجام معاملات فیوچرز و مارجین پرداخت؛ منتها همیشه می‌توان صرافی بایننس را، مورد اعتماد‌ترین و بزرگ‌ترین بستر را برای معاملات کریپتویی دانست. بایننس فیوچرز، یکی از بخش‌های این صرافی است که امکان انجام معاملات فیوچرز را در اختیار کاربران قرار می‌دهد.

آموزش شروع معامله فیوچرز در بایننس

توجه کنید معاملات فیوچرز فضای بسیار ریسک پذیری دارند. اگر تصمیم به شروع معامله فیوچرز گرفته اید قبل از هرچیز نیاز به تتر دارید. به صفحه خرید تتر bep20 وارد شوید و تتر مورد نیاز خود را با توجه به سرمایه خود خریداری کنید و سپس آن را به اکانت بایننس خود انتقال دهید.

بستر «بایننس فیوچرز»، نسبت به پلتفرم اصلی بایننس، مقداری استقلال دارد و برای معامله کردن در اکانت فیوچرز بایننس خود، نیاز دارید تا از اکانت اصلی خود در بایننس، به این اکانت مقداری تتر (USDT) انتقال بدهید؛ چرا که در معاملات فیوچرز بایننس نیاز به استفاده از پول فیات یا تتر به تعیین میزان ریسک پیش از شروع معامله عنوان یکی از ارزهای معامله خود دارید. البته با استفاده از تتر می‌توانید به حداکثر اهرم بایننس که ۱۲۵x است دسترسی داشته باشید. بدون استفاده از تتر، این مقدار به اهرم ۷۵x کاهش خواهد یافت.

تصویر مقابل، فضای کلی صفحه BTCUSDT را در بخش معاملات فیوچرز بایننس را نشان می‌دهد که علاوه بر نمودار و تمام ابزارهای فنی برای تحلیل تکنیکال و اوردر بوک، بخش تراکنش هم دیده می‌شود که می‌توانید از طریق آن، بخش‌های مختلف معامله‌تان را از جمله استاپ لاس (Stop Loss) و تیک پرافیت (Take Profit) را معلوم کنید.

صفحه فیوچرز بیت کوین فضای کلی صفحه بیت کوین فیوچرز در بایننس

فضای کلی صفحه بیت کوین فیوچرز در بایننس

چگونگی تعیین اهرم در معاملات فیوچرز بایننس

در سمت چپ و بالا، جایی که نماد BTC/USDT وجود دارد، آیکون کوچکی دیده می‌شود که می‌توانید با کلیک کردن روی آن، مقدار اهرم مورد نیازتان را برای معامله مشخص کنید.

تصویر زیر هم یک معامله با پوزیشن لانگ را نشان می‌دهد که به صورت کامل انجام شده و منتظر نتیجه آن هستیم.

اطلاعات یک معامله فیوچرز

معاملات فیوچرز و مارجین چه تفاوتی دارند؟

حال که به معرفی و نحوه کارکرد اهرم‌ها در معاملات فیوچرز بایننس پرداختیم، شاید بهتر باشد نگاهی هم به نوعی دیگر از معاملات در این صرافی بیندازیم که شباهت بسیاری به معاملات فیوچرز دارند؛ از این نظر که در آن‌ها هم می‌توان از اهرم استفاده کرد.
«معاملات مارجین» نوعی از معاملات اسپات هستند؛ پس تا همین‌جا، به بنیادی‌ترین اختلاف میان معاملات فیوچرز و مارجین پی بردیم.

معاملات مارجین، به صورت اسپات صورت می‌گیرند اما درست مثل معاملات فیوچرز، قابلیت پشتیبانی از اهرم را هم دارند. در معاملات مارجین، می‌توان برای کسب سود بیشتر، از اهرم ها استفاده کرد اما مقدار اهرم‌ها در این معاملات، به اندازه معاملات فیوچرز نیستند. در معاملات فیوچرز بایننس، می‌توان حتی به اهرم ۱۲۵x هم دسترسی داشت اما در معاملات مارجین، حداکثر اهرم در دسترس، اهرم ۱۰x است.

سخن آخر

معاملات فیوچرز، به این خاطر که به تریدرها امکان بازکردن پوزیشن‌های شورت و لانگ را می‌دهند، طرفداران بسیار زیادی در سراسر دنیا دارند؛ اما نکته بسیار مهمی درباره معاملات فیوچرز وجود دارد. معاملات فیوچرز می‌توانند برای تریدرهای مبتدی و تازه‌کار، بسیار خطرناک و آسیب‌زننده باشند. امکان استفاده از اهرم‌ها در معاملات فیوچرز، امکانی بسیار ستودنی و جذاب، اما از طرفی هم خطرناک است. در صورت رعایت نکردن مقدار اهرم و استفاده بیش از حد از آن‌ها، سرمایه فرد به راحتی از دست خواهد رفت و در چنین نقطه‌ای، دیگر جایی برای یاس و اندوه وجود ندارد.

لیکویید شدن در معاملات ارز دیجیتال

لیکویید شدن در معاملات ارز دیجیتال

لیکویید شدن (Liquidation) در بازار پر نوسان ارز‌های دیجیتال یک اتفاق معمول است. درک مفهوم لیکویید شدن برای هر تریدر یا سرمایه گذاری قبل از خرید و فروش ارزهای دیجیتال بسیار ضروری است. کوین‌‌ها و ارز‌های دیجیتال همیشه مستعد نوسان‌های شدید قیمتی هستند. آشنایی با روش‌های جلوگیری از لیکویید شدن به شما این امکان را می‌دهد که نقاط ضرر را در هنگام معامله یک ارز دیجیتال تشخیص دهید.

منظور از لیکویید شدن در ارز دیجیتال چیست؟

لیکویید شدن شبیه آب رفته به جوی است، به همین دلیل در میان معامله‌گران، سرمایه‌گذاری در بازار رمز ارز‌ها به سرمایه‌گذاری پرخطر معروف است. برای درک مفهوم لیکویید شدن در معاملات ارز دیجیتال و جلوگیری از آن تا آخر این مقاله با ما همراه باشید.

معاملات فیوچرز و لیکویید شدن در بایننس

نوسانات شدید قیمت بیت کوین و دیگر ارزهای دیجیتال باعث نگرانی بسیاری از افراد شده است تا جایی که عده تعیین میزان ریسک پیش از شروع معامله به دنبال تصویب قوانینی برای محدود کردن این نوسانات قیمتی هستند. اما در آن روی سکه این اتفاق فرصتی را برای سرمایه‌گذاران است تا سود چشمگیری به دست بیاورند. این سود در مقایسه با خرید و فروش دارایی‌های سنتی مانند سهام و کامودیتی‌ها، بسیار قابل توجه است. قیمت بیت کوین در سال ۲۰۲۰ و در بحبوحه بحران کرونا بیش از ۱۶۰ درصد افزایش داشت. در حالی که در همین سال، قیمت شاخص S&P ۵۰۰ فقط ۱۴ درصد و قیمت طلا ۲۲ درصد افزایش پیدا کرده بود. با اینکه تا اینجا همه چیز وسوسه برانگیز است. معاملات مارجین و فیوچرز مانند یک شمشیر دو لبه تیز هستند. شما می‌توانید به سادگی از صرافی وام بگیرید و سود احتمالی معاملات خود را افزایش دهید در مقابل می‌توانید دارایی‌های خود را به همین سادگی از دست بدهید.

اولین استفاده‌ها از مشتقات مالی ارز‌های دیجیتال به سال 2011 باز می‌گردد.

ناپایداری قیمت‌ها این پتانسیل را ایجاد کرده است که حجم معاملات در بازار ارز‌های دیجیتال افزایش یابد. این معاملات معمولا به شکل معاملات مارجین، معاملات آتی یا فیوچرز و مبادلات دائمی (Perpetual Swaps) انجام می‌شود. این قرارداد‌ها به افراد اجازه می‌دهند تا امروز ارز‌های دیجیتال را برای زمانی در آینده و با قیمت توافقی خرید و فروش کنند. اولین استفاده‌ها از مشتقات مالی ارز‌های دیجیتال به سال ۲۰۱۱ باز می‌گردد اما پس از معرفی بایننس فیوچرز در ۲۰۱۷ شتاب بسیار زیادی گرفته است. معامله‌گران با قرض گرفتن پول از صرافی‌های ارز دیجیتال، سود احتمالی معاملات مارجین خود را افزایش دهند. بایننس (Binance)، کوکوین (KuCoin) و بای بیت (ByBIt) نمونه‌ای از صرافی‌های متمرکز ارز دیجیتال هستند که امکان معاملات مارجین و فیوچرز را برای معامله‌گران فراهم کرده‌اند.

معاملات مارجین ارز دیجیتال

معامله مارجین (Margin Trading) ارز‌های دیجیتال به معنی گرفتن وام و استفاده از سرمایه یک شخص ثالت برای خرید و فروش در بازار است. درست شبیه اینکه از یک غریبه برای خرید بیت کوین یا دیگر رمز ارز‌ها پول قرض بگیرید. در معاملات مارجین، صرافی‌های ارز دیجیتال این پول را به شما قرض می‌دهند. این سازوکار که با نام اهرم (Leverage) شناخته می‌شود، به معامله‌گران اجازه می‌دهد تا بتوانند با پوزیشن‌های بزرگتری معامله کنند. طبیعتا هیچ غریبه‌ای به شما را رایگان پول قرض نمی‌دهد تا با آن تجارت کنید. در معاملات مارجین، صرافی از شما می‌خواهد تا مقداری ارز دیجیتال یا فیات را به عنوان وثیقه پرداخت کنید.

معامله مارجین (Margin Trading) ارز‌های دیجیتال به معنی گرفتن وام و استفاده از سرمایه یک شخص ثالت برای خرید و فروش در بازار است.

این وثیقه که برای باز کردن یک پوزیشن معاملاتی به آن نیاز دارید به نام مارجین اولیه (Initial Margin) شناخته می‌شود. صرافی از مارجین اولیه به عنوان وثیقه‌ایی برای بازپرداخت وام استفاده می‌کند. مقدار سرمایه‌ای که می‌توانید از صرافی قرض بگیرید به مارجین اولیه‌ای که پرداخت می‌کنید، بستگی دارد. میزان مارجین اولیه مورد نیاز نیز بر اساس مقدار لوریج یا اهرمی که مشخص کردید، محاسبه می‌شود. فرض کنید که می‌خواهید برای ۱۰۰ دلار مارجین اولیه از لوریج ۵X (پنج برابری) استفاده کنید. در این حالت شما ۴۰۰ دلار از صرافی وام خواهید تعیین میزان ریسک پیش از شروع معامله گرفت تا بتوانید پوزیشن‌های معاملاتی ۵۰۰ دلاری باز کنید.

محاسبه سود و زیان (PnL)

سود و زیان (PnL) به دست آمده از هر معامله مارجین ارز دیجیتال به اندازه لوریج بستگی دارد. برای درک چگونگی محاسبه سود و زیان معاملات مارجین از مثال بالا استفاده می‌کنیم. در این مثال مارجین اولیه ما ۱۰۰ دلار، لوریج مورد استفاده ما ۵X و ارزش پوزیشنی که باز کردیم ۵۰۰ دلار است. حالا فرض کنید که قیمت دارایی ۱۰ درصد افزایش تعیین میزان ریسک پیش از شروع معامله پیدا کند، سود ما از این پوزیشن ۵۰۰ دلاری برابر با ۵۰ دلار خواهد بود. در حقیقت ما نسبت به سرمایه ۱۰۰ دلاری اولیه‌ای که به عنوان وثیقه پرداخت کرده‌ایم، ۵۰ درصد سود به دست آورده‌ایم. حالا شما می‌توانید ۴۰۰ دلار وام را به صرافی بازگردانید و ۱۵۰ دلار (۵۰ دلار سود + ۱۰۰ دلار مارجین اولیه) را در حساب خود نگه دارید.

محاسبه PnL

در نقطه مقابل اگر قیمت دارایی ۱۰ درصد کاهش پیدا کنید، شما ۵۰ دلار ضرر خواهید کرد. در این شرایط نیز شما ۵۰ درصد از سرمایه ۱۰۰ دلاری اولیه خود را از دست خواهید داد. به زبان ساده شما ۵۰ درصد ضرر کرده‌اید! یک فرمول ساده برای محاسبه سود و زیان احتمالی شما هنگام استفاده از لوریج وجود دارد. اهرم یا لوریج یعنی سود و زیان احتمالی از مارجین اولیه‌ای که پرداخت کردید، چقدر می‌تواند باشد. هیچگاه مدیریت ریسک را فراموش نکنید و همیشه مطمئن شوید که ضرر‌های احتمالی شما قابل کنترل هستند.

سود یا زیان = مارجین اولیه * درصد تغییر قیمت ارز دیجیتال * عدد لوریج

لیکوئیدیتی در معاملات بایننس به زبان ساده

لیکویید شدن یعنی بستن یک پوزیشن توسط صرافی در زمانی که زیان آن معامله برابر با ارزش مارجین اولیه شود. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که معامله‌گر نتواند مارجین مورد نیاز برای باز نگهداشتن پوزیشن را به دست آورد. به زبان دیگر از سرمایه لازم برای باز نگهداشتن معامله، برخوردار نباشد. لیکویید شدن هم در معاملات مارجین و هم در معاملات فیوچرز ارز دیجیتال اتفاق می‌افتد.

لیکوئید شدن به معنی بسته شدن یک پوزیشن به دلیل از دست دادن تمام مارجین اولیه معامله است.

استفاده از لوریج برای باز کردن پوزیشن یکی از استراتژی‌های معاملاتی با ریسک بسیار بالا است. در این استراتژی اگر بازار به اندازه کافی در جهت مخالف پوزیشن شما حرکت کند، ممکن است کلا وثیقه (مارجین اولیه) خود را از دست بدهید. صرافی‌های ارز دیجیتال در برخی کشور‌ها مانند انگلستان، از پیشنهاد معاملات مارجین و فیوچرز به معامله‌گران تازه کار منع شده‌اند. این کار با هدف حفاظت از این سرمایه‌گذاران در برابر لیکویید شدن و از دست دادن سرمایه‌شان، انجام می‌شود. با استفاده از این فرمول می‌توانید میزان درصد تغییرات بازار برای لیکویید شدن یک پوزیشن را محاسبه کنید:

درصد تغییرات برای لیکویید شدن = ۱۰۰ / مقدار لوریج (اهرم)

مثلا اگر از لوریج ۵X استفاده کنید، با افزایش ۲۰ درصدی قیمت ارز دیجیتال برخلاف پوزیشن شما، لیکویید خواهید شد. (۲۰ درصد = ۱۰۰ / ۵)

جلوگیری از لیکویید شدن

در زمان استفاده از لوریج در معاملات مارجین و فیوچرز، گزینه‌های انگشت شماری برای جلوگیری یا کاهش احتمال لیکوییدن خواهید داشت. شناخته شده‌ترین گزینه استفاده از حد ضرر (Stop Loss) است. حد ضرر با نام Stop Order و Stop Market Order نیز شناخته می‌شود. این گزینه نوعی سفارش پیشرفته است که در آن سرمایه‌گذار به صرافی دستور می‌دهد تا دارایی را در نقطه قیمتی خاصی، بفروشد. هنگام تعیین کردن حد ضرر باید مقادیر زیر را وارد کنید:

قیمت توقف (Stop Price) قیمتی که در آن نقطه دستور حد ضرر اجرا می‌شود و پوزیشن معاملاتی بسته خواهد شد
قیمت فروش (Sell Price) قیمت که در آن نقطه قصد دارید ارز دیجیتال خود را بفروشید
مقدار (Size) مقدار دارایی که می‌خواهید در نقطه حد ضرر بفروشید

اگر قیمت دارایی در بازار به قیمت توقف یا استاپ پرایس برسد، دستور حد ضرر به طور خودکار اجرا می‌شود و دارایی در قیمت و مقدار مشخص شده به فروش خواهد رسید. اگر معامله‌گر احساس کند که بازار به سرعت در خلاف جهت پیش‌بینی شده حرکت خواهد کرد، ممکن است قیمت فروش را از قیمت توقف پایین‌تر تعیین کند. این کار باعث می‌شود که دارایی در زمانی بسیار کوتاه (توسط یک معامله‌گر دیگر) به فروش برسد. هدف اصلی استفاده از حد ضرر، کاهش ضرر احتمالی است.

مفهوم حد ضرر در لیکوئید شدن ارز دیجیتال

برای درک بهتر این مفهوم، دو سناریوی زیر را بهم بررسی می‌کنیم:

سناریو یک: یک معامله ۵۰۰۰ دلار در حساب صرافی ارز دیجیتال خود دارد. او تصمیم می‌گیرید که با یک مارجین اولیه ۱۰۰ دلاری و لوریج ۱۰X یک پوزیشن ۱۰۰۰ دلاری باز کند. او حد ضرر را در ۲.۵ درصد از نقطه ورود (Entry Position) خود تعیین می‌کند. در این شرایط، ضرر احتمالی معامله‌گر ۲۵ دلار خواهد بود که تنها ۰.۵ درصد از موجودی کل حساب او خواهد بود.

حالا فرض کنید که معامله‌گر از حد ضرر (Stop Loss) استفاده نکند. در این حالت با کاهش ۱۰ درصدی قیمت دارایی، پوزیشن معاملاتی او لیکویید خواهد شد. اگر نفهمیدید که این عدد را چگونه به دست آوردیم، دوباره محاسبه درصد لیکویید شدن را مرور کنید.

تعیین حد ضرر

سناریو دو: یک معامله‌گر دیگر نیز ۵۰۰۰ هزار دلار در حساب صرافی ارز دیجیتال خود دارد. این معامله‌گر تصمیم می‌گیرد تا با یک مارجین اولیه ۲۵۰۰ دلار و استفاده از لوریج ۳X یک پوزیشن ۷۵۰۰ دلار باز کند. با قرار دادن حد ضرر در فاصله ۲.۵ درصدی از نقطه ورود، ضرر احتمالی او در معامله ۱۸۷.۵ دلار، یعنی ۳.۷۵ درصد از کل موجودی او خواهد بود.

به طور کلی، تصور رایج این است که استفاده از مقدار لوریج بالا در باز کردن یک پوزشین معاملاتی با ریسک زیادی همراه است. اما تاثیر این عامل تنها زمانی مشخص می‌شود که مانند سناریو دوم، اندازه پوزیشن معاملاتی شما بسیار بزرگ باشد. به عنوان یک قانون کلی، همیشه تلاش کنید تا حد ضرر هر معامله خود را کمتر از ۱.۵ درصد کل دارایی‌تان در نظر بگیرید.

تعیین حد ضرر

مدیریت ریسک، مهمترین مبحثی است که باید پیش از شروع معاملات مارجین فرا بگیرید. پیش از فکر کردن به کسب سود، هدف اصلی شما باید کاهش ضرر احتمالی تا جای ممکن باشد. هیچ استراتژی معاملاتی وجود ندارد که صد در صد قابل اطمینان باشد. بنابراین در شرایطی که بازار مطابق انتظار شما پیش نمی‌رود با از مکانیسم‌هایی برای حفظ دارایی خود استفاده کنید.

با اینکه تعیین درست حد ضرر (Stop Loss) بسیار مهم است اما هیچ قانون طلایی برای تعیین مقدار دقیق آن وجود ندارد. توصیه بیشتر افراد این است که ۲ تا ۵ درصد از ارزش معامله خود را به عنوان حد ضرر تعیین کنید. البته بعضی از معامله‌گران نیز ترجیح می‌دهد تا حد ضرر را پایین از نوسان پایین (Swing Low) تعیین کنند. البته به شرطی که نوسان پایین آنقدر کم نباشد که قبل از شروع معامله، لیکویید شوید.

نتیجه گیری

شما باید بتوانید حجم معاملات خود را و ریسک‌های مرتبط با آن را مدیریت کنید. هرچه از لوریج بیشتری استفاده کنید، احتمال لیکویید شدن شما بیشتر خواهد شد. در واقع استفاده از لوریج بیش از حد شبیه این است که سرمایه خود را در معرض ریسک غیر ضروری قرار دهید. همچنین فرایند لیکویید شدن در بعضی صرافی‌ها، بسیار آزاردهنده است. برای مثال صرافی بیت مکس (BitMex) تنها به کاربران اجازه می‌دهد تا از بیت کوین به عنوان مارجین اولیه استفاده کنند. این اتفاق باعث می‌شود تا با کاهش قیمت بیت کوین، ارزش سرمایه‌ای که به عنوان وثیقه قرار داده‌اید کاهش یاید و در نتیجه سریع‌تر لیکویید شوید.

سوالات متدوال

سوالات متداول

لیکوئید شدن چیست؟

به از دست دادن تمام دارایی در یک معامله آتی (فیوچرز) لیکوئید شدن می‌گویند.

مهم ترین عملی که به کاربران بعد از لیکوئید شدن توصیه می‌شود چیست؟

در نظر داشته باشید که تحلیل احساسات مهم‌ترین رفتاریست که کاربران در این شرایط باید داشته باشند تا در ادامه از زیان بیشتر در امان بمانند.

آموزش محاسبه اندازه پوزیشن‌ها در ترید ارزهای دیجیتال

آموزش محاسبه اندازه پوزیشن‌ها در ترید ارزهای دیجیتال

آموزش محاسبه اندازه پوزیشن ترید ارزهای دیجیتال ! مهم نیست که سبد پورتفوی شما چقدر بزرگ باشد، شما باید مدیریت ریسک را انجام بدهید، در غیر این صورت، ممکن است، ضررهای قابل توجهی متحمل شوید. هفته‌ها یا حتی ماه‌ها سود، می‌تواند با یک معامله ضعیف از بین برد.

هنگام ترید یا سرمایه‌گذاری باید بتوانید احساساتتان را کنترل کنید تا بر تصمیمات معامله‌گری و سرمایه‌گذاریتان تأثیر نداشته باشد. به همین دلیل نیاز است که تعدادی قواعد را طی سرمایه‌گذاری و معاملات خود رعایت کنید.

بیایید این قواعد را « سیستم معاملاتی » شما بنامیم. هدف از این سیستم، مدیریت ریسک است که از تصمیمات غیر ضروری جلوگیری می‌کند. به این ترتیب، وقتی زمانش فرا رسید، سیستم معاملاتی شما به شما اجازه نمی‌دهد تصمیمات عجولانه و ضربتی بگیرید. هنگام ایجاد این سیستم‌ها، باید چندین مورد را در نظر بگیرید. افق سرمایه‌گذاری شما چیست؟

تحمل ریسک شما چقدر است؟ چقدر می‌توانید ریسک کنید؟ می‌توان به بسیاری موارد دیگر نیز اشاره کرد، اما در این مقاله ما بر یک جنبه خاص تمرکز خواهیم کرد: نحوه اندازه گیری پوزیشن ها برای معاملاتتان. برای انجام این کار، ابتدا باید مشخص کنیم که حساب معاملاتی شما چقدر بزرگ است و این که در یک معامله، حاضر هستید تا چه میزان ریسک کنید.

نحوه تعیین اندازه حساب

اگرچه این ممکن است کاری ساده به نظر برسد، اما اهمیت دارد. به ویژه اگر شما یک فرد آماتور باشید، تعیین اندازه حساب می‌تواند بخش‌هایی از سرمایه‌تان را به استراتژی‌های مختلف اختصاص دهد. به این ترتیب، دقیق‌تر می‌توانید روند پیشرفت استراتژی‌های مختلف خود را دنبال کرده و همچنین ریسک بیش از حد را کاهش دهید.

به عنوان مثال، فرض کنیم شما به آینده بیت‌کوین باور دارید و یک پوزیشن بلند مدت خرید در یک کیف پول سخت‌افزاری باز کردید، بهتر است که آن را بخشی از سرمایه تجاری خود در نظر نگیرید. در این وضعیت، تعیین اندازه حساب صرفاً سرمایه‌ای است که می‌توانید به یک استراتژی معاملاتی خاص اختصاص دهید.

جامع ترین دوره آموزشی صفر تا صد ترید و تحلیل تکنیکال ارزهای دیجیتال

نحوه تعیین ریسک حساب

دوین گام در محاسبه اندازه پوزیشن ترید، تعیین ریسک حساب شماست. این یعنی حاضرید روی چند درصد از سرمایه‌تان در یک معامله ریسک کنید.

قاعده 2 درصد در محاسبه اندازه پوزیشن ترید

در بازار مالی سنتی، یک استراتژی سرمایه‌گذاری به نام قاعده دو درصد وجود دارد. طبق این قانون، معامله گر در یک معامله، نباید بیش از 2 درصد از حساب خود را ریسک کند. ما دقیقاً به این موضوع خواهیم پرداخت، اما ابتدا اجازه دهید آن را در بازار کریپتو توضیح دهیم. قانون 2٪ یک استراتژی مناسب برای سرمایه‌گذاری‌هایی است که تنها چند پوزشن بلند مدت را شامل می‌شود. همچنین، برای بازارهای کم ریسک‌تر از کریپتو مناسب است.

اگر یک تریدر فعال‌تر هستید و به خصوص اگر تازه شروع به کار کرده‌اید، این قاعده بسیار مثمر ثمر است. در این حالت، اجازه دهید نام این قانون را قاعده «یک درصد» بگذاریم. این قاعده می‌گوید که شما نباید در یک معامله واحد، بیشتر از یک درصد از حساب خود را ریسک کنید.

آیا این بدان معناست که شما فقط 1٪ از سرمایه‌های موجود خود را وارد معامله می‌کنید؟ قطعا نه! این بدان معنی است که اگر معامله شما اشتباه از آب در آمد و ضرر کردید، فقط 1٪ از حساب خود را از دست خواهید داد.

نحوه تعیین ریسک معامله

تا اینجا اندازه حساب و ریسک حساب را تعیین کرده‌ایم. حال، اندازه پوزیشن را برای یک معامله چگونه تعیین کنیم؟ می خواهیم وضعیتی که در آن معامله بر خلاف انتظارمان پیش رفت را در نظر بگیریم. این یک نکته اساسی است و تقریباً برای هر استراتژی کاربرد دارد.

وقتی صحبت از تجارت و سرمایه‌گذاری می‌شود، ضرر و زیان همیشه بخشی از بازی خواهد بود. حتی بهترین تریدر‌ها همیشه موفق عمل نمی‌کنند. در واقع، برخی از تریدرها ممکن است خیلی بیشتر اشتباه کنند و باز هم سودآوری داشته باشند. اما چطور ممکن است؟ همه اینها به مدیریت ریسک، داشتن استراتژی معاملاتی و پایبندی به آن بر میگردد.

به این ترتیب، هر ایده معاملاتی باید یک نقطه نامعتبرشدن داشته باشد. درآن نقطه است که می‌گوییم: «تحلیل ما اشتباه بود و باید از این معامله خارج شویم تا ضرر بیشتری، متحمل نشویم.» در عمل، این به معنی تعیین حد ضرر معاملات است. نحوه مشخص کردن این نقطه در معامله، کاملاً مبتنی بر استراتژی معاملاتی فردی و شرایط است.

نقطه نامعتبرشدن می‌تواند براساس پارامترهای فنی مانند ناحیه حمایت یا مقاومت باشد. همچنین این نقطه می‌تواند براساس اندیکاتورها، ساختار بازار یا یک پارامتر دیگر مشخص شود. برای تعیین حد ضرر در ترید، تنها یک رویکرد جامع وجود ندارد. باید خودتان تصمیم بگیرید که چه استراتژی به بهترین شکل مناسب سبک معاملاتی شما بوده و براساس آن، نقطه نا معتبرشدن معامله را تعیین کنید.

نحوه محاسبه اندازه پوزیشن

خب، اکنون ما تمام پارامترهای لازم برای محاسبه اندازه پوزیشن ترید را در اختیار داریم. فرض کنیم که ما یک حساب پنج هزار دلاری داریم. ما می‌دانیم که نباید بیشتر از 1٪ از حساب خود را در یک معامله ریسک کنیم. این یعنی ما نمی‌توانیم بیش از 50 دلار در یک معامله ضرر کنیم.

فرض کنیم که ما تحلیل خود از بازار را انجام دادیم و مشخص کردیم که معامله ما پس از 5 درصد از ورود ما به معامله باطل می‌شود، در واقع، هنگامی که بازار 5٪ برخلاف روند مورد انتظار ما پیش می‌رود، ما از معامله خارج می‌شویم و 50 دلار ضرر را می‌پذیریم. به عبارت دیگر، 5٪ از پوزیشن ما باید همان یک درصد حساب ما باشد.

اندازه حساب – 5000 دلار

ریسک حساب – 1٪

نقطه نامعتبرشدن معامله (فاصله از حد ضرر) – 5٪

فرمول محاسبه اندازه پوزیشن ترید به شرح زیر است:

فرمول محاسبه اندازه پوزیشن

طبق این شکل، اندازه پوزیشن برای این معامله 1000 دلار خواهد بود. با پیروی از این استراتژی و خروج از نقطه نامعتبرشدن معامله، ممکن است از یک ضرر بسیار زیادتر جلوگیری کنید. برای استفاده صحیح از این مدل، باید هزینه‌ها (فی) که باید پرداخت کنید نیز در نظر بگیرید.

همچنین، باید به سقوط معامله هم فکر کنید، به خصوص اگر در حال معامله اینسترومنتی با نقدینگی پایین باشید. برای نشان دادن چگونگی این کار، بیایید نقطه نا معتبر شدن معامل را به 10٪ افزایش دهیم، بقیه موارد مشابه قبل هستند.

محاسبه حد ضرر

اکنون حد ضرر ما دو برابر فاصله اولیه است. بنابراین، اگر بخواهیم به همان مقدار ریسک کنیم، اندازه پوزیشنی که می‌توانیم در نظر بگیریم به نصف کاهش می‌یابد.

نتیجه گیری

اندازه پوزیشن براساس استراتژی‌های دل‌بخواهی محاسبه نمی‌شود. این کار شامل تعیین ریسک معامله و بررسی نقطه نامعتبر شدن معامله است. جنبه مهم این استراتژی، اجرای آن است. هنگامی که اندازه پوزیشن و نقطه نامعتبر شدن را تعیین کردید، نباید آنها را تغییر دهید. در اخر بهترین راه برای یادگیری اصول مدیریت ریسک‌، تمرین کردن است.

مدیریت ریسک در معاملات رمز ارز

ریسک خطر در کریپتو

مدیریت ریسک و خطر در معاملات رمزامرزی (Risk Management in crypto trading) یکی از مهم ترین مؤلفه‌ها است که باید آن را در سرمایه گذاری در نظر بگیریم.

حتما شنیده اید که می‌گویند: « بی گدار به آب نزنید » معنی این جمله در حقیقت داشتن استراتژی مدیریت خطر است. معامله و ترید کردن بدون مدیریت موقعیت یک نه بزرگ است. در حقیقت دشمن شماره یک معامله گران، معامله بدون استراتژی (راهبرد) مدیریت خطر است؟

بررسی خطرات و فرموله کردن یک طرح معامله

هیچ کسی همیشه 100 درصد برنده نیست و 1% معامله گران برتر این را خوب می‌دانند. به همین خاطر است که معامله گران خود را مدیریت کننده خطرات و در درجه دوم معامله گر می‌دانند.

«بزرگترین خطر این است که هیچ خطری نکنید. در دنیایی که واقعا به سرعت در حال تغییر است، تنها استراتژی محکوم به شکست، خطر نکردن است.» مارک زاکربرگ

به عبارت دیگر، اگر می خواهید در هر چیزی موفق باشید، مانند معاملات رمزارزها، باید بدانید که پذیرفتن خطر اجتناب ناپذیر است و باید با این موضوع کنار بیایید.

کالبد شکافی طرح یک معامله

این یک حقیقت است که معامله گران جدید پول‌هایشان را در بازار در همان ماه های ابتدایی شروع معامله گری از دست می‌دهند. این موضوع عاقبت نداشتن یک طرح معامله که اساس موفقیت در این حرفه است می‌باشد.

برخی از عناصر یک برنامه معامله ای برای پایه گذاری یک برنامه جامع و محکم:

  1. یک نقشه راه و راهبرد مختصر: که یک مرجع اصلی در خصوص اینکه طرح معامله بر چه اساسی پایه ریزی شده است. این اساس می تواند تحلیل تکنیکال Technical Analysis یا تحلیل اساسی Fundamental Analysis باشد.
  2. راه و روش معامله: به استراتژی هایی که برای پیدا کردن فرصتهای بازار و زمانبندی استفاده می شود، اشاره دارد. برخی از راه و روش های محبوب عبارتند از فعالیت قیمت Price Action، میانگین های متحرک Moving Averages، شاخص ها Indicators، ساختار قیمت price structure و… هستند.
  3. مدیریت ریسک (Risk Management): فرآیندی که درآن اصول و اساس در خصوص اینکه چگونه خطرات در یک معامله مدیریت شوند را تعیین و تبیین می‌کند. این بخش یکی از مهمترین بخش های طرح معاملاتی است که باعث می‌شود که یک لبه ایمن واقعی در بازار در اختیار باشد. (گدار)
  4. بازار: جایی که معامله گر سفارش‌ها و همه فعالیت‌هایش را در آن جا انجام می‌دهد. این بازار باید بازاری با نوسان کافی و نقدینگی مناسب باشد. همچنین اجرای سفارشات به سادگی انجام گیرد. بازار رمز ارزها از این نظر بازار های مناسبی هستند. حرکات خوبی در آن دیده می‌شود. نقدینگی معمولا زیاد است و معاملات بلند مدت و کوتاه مدت امکانپذیر است.

آشنایی با فرآیند مدیریت خطر

فرآیند مدیریت خطر به طور کلی عبارت است از چگونگی برخورد و تقابل با معاملات در حال ضرر (بازنده) است.
هدف اصلی کاهش ضرر است.این موضوع یک راز نیست که برخی از پردرآمدترین معامله گران در جهان، ابزارهای مدیریت ریسک عالی در اختیار دارند که آن ها را به رده های بالای این حرفه رسانده است.

یک نمونه بسیار خوب پاول تودور جونز Paul Tudor Jones یک معامله تعیین میزان ریسک پیش از شروع معامله گر میلیارد دلاری است. او در چندین مصاحبه خود اشاره کرده که بخش اعظم مدیریت ریسک وی گشتن به دنبال معاملاتی با سود-خطر غیرمتقارن بوده است. این نسبت برای وی 4:1 است، به این معنی که او 1 دلار را برای سود بالقوه 4 دلاری حاضر است به خطر بیاندازد.

مدیریت خطر معامله چیست؟

به زبان عامیانه مدیریت خطر معامله ، سیستمی است که نحوه برخورد و مقابله با خطرات هر معامله را به نحو بهینه ای تعیین میزان ریسک پیش از شروع معامله بیان می کند. برخی از المان هایی که یک استراتژی مدیریت ریسک خوب را تعیین می کنند عبارتند از:

خطر به ازای هر معامله (Risk per Trade) ذائقه خطر شما به ازای هر معامله چیست؟ به عبارت دیگر، مقداری است که به مشخصات خطرپذیری هر کاربر مربوط می شود. این مقدار درصدی بین 0.1 درصد تا 4 درصد موجودی حساب هر معامله گر به ازای هر معامله است.

اندازه معامله (Position Sizing) مقدار و تعداد دارایی که قرار است خریداری شود یا به فروش برسد. این مقدار مستقیما به مقدار خطر به ازای هر معامله بستگی دارد. در حقیقت بر اساس آن پارامتر است که مقدار اندازه معامله تعیین می شود. در بازارهایی که ابزار اهرم را در دسترس قرار می دهند امکان ایجاد معامله ای بزرگتر با سرمایه کوچکتر فراهم است ولی با این وجود اگر معامله خوب مدیریت نشود ضررها می تواند سنگین باشند.

سطح خطر اولی (Initial Risk Level) محل اولیه سطح توقف ضرر بعد از ورود به بازار است. این سطح بر اساس راه و روشی که کاربر برای معامله به کار بسته تعیین می شود. به طور مثال اگر یک معامله بر اساس سطح حمایت ایجاد می شود، باید یک سطح توقف ضرربرای معاملات خرید، زیر آن محدوده در نظر گرفته شود.

توقف دنباله رو (Trailing Stop)توقف دنباله رو به این موضوع اشاره دارد که خط توقف ضرر زمانی که معامله در جهتی حرکت می کند که انتظار آن را داریم، حرکت می کند. این ایده برای تثبیت مقداری از سود به دست آمده است تا اگر بازار در جهت مخالف حرکت کرد بتوان آن مقدار سود را حفظ کرد. استراتژی های زیادی برای دنباله روی خطر وجود دارد، اما معمولا میانگین های متحرک Moving Average، سطوح محدوده حقیقی میانگین Average True Range (ATR) ، خطوط گرایش Trend Lines از جمله بهترین شاخص های کاهش خطر و محافظت سود هستند.

سود هدف (Profit Target) به محدوده هایی اطلاق می شود که معامله گر سود مد نظرش را از معامله به دست می آورد. ایده آل این است که سود هدف باید نرخ خطر-سود غیر متقارنی داشته باشد. به طوریکه درآمد بالقوه چندین برابر مقدار ریسک باشد.

تعریف: نرخ خط سود (risk-reward ratio) نسبت خطر هر معامله ای به پاداش بالقوه به دست آمده از آن معامله گفته می شود. معمولا توصیه می شود که معامله ها با نرخ های غیرمتقارن تعریف شود. به این ترتیب می توان درصد برد کوچکی به دست آورد و همچنان در سود بود.

به هر حال هدف باید بر اساس ساختار بازار تعیین شود و نه بر اساس یک سطح اتفاقی. برای مثال اگر یک معامله خرید به یک محدوده مقاومت نزدیک می شود ، بهتر است که معامله را بست و سود را دریافت کرد. چرا که تغییر جهت بازار ممکن خواهد بود. با این وجود، مهم است که این موضوع را در ذهن داشته باشید که استراتژی معامله است که نحوه مدیریت سود هدف را تعیین می کند. برخی از روش های مدیریت سود معمول عبارتند از:

آشنایی با انواع ریسک در بازار سهام و روش های کنترل و کاهش آن

با انواع ریسک در بازار سهام و روش های کنترل و کاهش آشنا شوید

شاید تا الان و خصوصا در نصایح دلسوزانه و صبح بخیر های فرابورس و زیر نویس های هشداری تلوزیون و صحبت های مسئولین، واژه «ریسک» و «معامله پر ریسک» و یا «مدیریت ریسک» رو زیاد شنیده باشید. ریسک در هر بازار مالی وجود دارد و نمی توان منکر آن شد، سرمایه گذاران با توجه به این موضوع به دو دسته ریسک پذیر و ریسک گریز تقسیم می شوند. در این پست سعی داریم به زبانی ساده و البته به صورت جامع، به مفهوم ریسک و انواع ریسک در بازار سهام و چگونه سبد کم ریسک داشته باشیم، بپردازیم.

انواع ریسک در بازار سهام

«ریسک»، در همه کارها و همه شرایط وجود دارد. در بازار بورس، هیچ یک از معاملات بدون ریسک نمی باشد. اگر حرفه ای ترین معامله گر و تحلیلگر هم باشید، باز هم همواره عدم قطعیت ها و ریسک هایی در مسیر شما وجود داره. حتی اگر علم غیب هم داشته باشید و با یقین کامل از رشد یا ریزش سهمی صحبت کنید، احتمالاً دقیقاً وقتی قرار است معامله کنید، هسته ای از بورس یا سایت کارکرد هنگ کند، یا برق بره یا حتی سهم چند دقیقه زودتر صف خرید یا صفحات فروش بشه و شما پشت صف چند میلیونی گیر کنید و امکان معامله نداشته باشید.

در هر صورت، باید ریسک را بپذیرید تا بتوانید وارد بازار سهام شوید. برخی از ریسک ها با افزایش تجزیه و تحلیل شما، کاهش یافتن منبع و برخی از سیستماتیک و ریسک خارج شدن از حیات تحلیل، به هیچ وجه قابل حذف شدن نیست. از مصوبات مختلف گرفته تا قیمت دستوری، تا لغو صادرات یک کالا یا اجازه واردات کالای دیگر و سایر راه حل های سیاسی و با این شرایط، بهترین کار، مدیریت ریسک است.

1. نا آگاهی بزرگترین ریسک بازار سهام می باشد!

در سال 99 به وضوح این مورد را درک کردید، که سهامداران زیادی به دلیل نا آگاهی و بدون آموزش وارد بازار سهام شدند و با دیدن اولین منفی وارد صف های سنگین فروش می شدند.

به قول وارن بافت “ریسک از این ناشی می شود که ندارید در حال انجام چه کاری هستید”، شاید این تعریف وارن بافت از ریسک، ساده ترین تعریف از ریسک های موجود در بازرهای مالی باشد. بسیاری از افراد هستند که همچنان حتی بدون نگاه صرف چند دقیقه زمان برای بررسی یک سهم، صرفا با یک خبر و یا یک شایعه اقدام به معامله می کنند و بدتر از آن، بسیاری از افرادی که در بورس فعال هستند، به هیچ عنوان توانایی بررسی سهمی که خریداری کردند را ندارند. این خود بزرگترین ریسک موجود در بازار است. به طور خلاصه، اگر نتوانید در چند خط یا چند دقیقه، با دلیل و منطق هدفتان از یک سرمایه گذاری را توضییح دهید، معامله ی شما معامله ای کاملا پر ریسک خواهد بود.

2. عدم بررسی وضعیت عملکرد شرکت ها

دومین ریسک بازار سهام، عدم بررسی وضعیت عملکرد شرکت ها می باشد. منظور از این جمله، لزوما تحلیل بنیادی نیست، شرکت های ورشکسته زیادی در بورس هستند. از شرکت های بازار پایه تا شرکت های زیان ده بازارهای اصلی و شرکت هایی که به نسبت سود سازی خودشون، قیمت بسیاری بالایی دارند. اگرچه تحلیل بنیادی توسط همه افراد قابل انجام نیست، اما حداقل کاری که می توانید انجام دهید این است که با بررسی ساده نسبت EPS و P/E سهام، از سهام زیان ده و سهامی که به نسبت سود زیانشان، رشد بسیار زیادی داشتند دوری کنید. به عنوان مثال، سهم تپکو که یک شرکت ورشکسته بوده است را بررسی کنید، علی رغم رشد شدید این سهم از سال 98 تا 99، از تیر 99 تا همین چند روز پیش، بیش از یک سال در صف فروش بوده است و حتی پس از 60 درصد ضرر، اجازه خروج هم نداده است.

همواره در بازار، سهامی با رشد بسیار زیاد و سهامی با ریزش های سنگین وجود دارند. شما هیچ وقت مجبور نیستید از بین بیش از 600 سهم موجود در بازار، یک راست سراغ سهمی بروید که در یک ماه گذشته رشد نجومی داشته است و قیمتش در حال حاضر بالا است. در نموداری که در شکل زیر آورده شده، طبیعتا هرچه قیمت بالاتری اقدام به خرید کنید، ریسک سرمایه گذاری شما بالاتر خواهد بود. میله های زرد رنگ به صورت شماتیک ریسک سرمایه گذاری درهر نقطه را نمایش میدهد.

کنترل و کاهش ریسک سرمایه گذرای در بازار سهام

در ادامه این مقاله به روش هایی برای کنترل و کاهش ریسک سرمایه گذرای در بازار سهام می پردازیم.

تعیین ریسک تحلیلی

یک از راه های تعیین ریسک هر معامله، بررسی مهمترین حمایت ها و مقاومت های هر سهم، و پتانسیل رشد و ریزش آن سهم می باشد. چنانچه سهمی با نزدیکترین حمایت معتبر خودش فاصله کمیی داشته باشد، خرید آن سهم کم ریسک خواهد بود. در غیر این صورت، اگر فاصله سهم با حمایت بسیار زیاد باشد طبیعتا ریسک سرمایه گذاری هم بیشتر خواهد بود.

اندازه گیری ریسک تحلیلی، فرض کنید ریسکی را تحلیلی کردید و در نهایت به این نتیجه رسیدید که:

  • قیمت مناسب خرید: 1000 تومان
  • حدسود: 1500 تومان
  • حد ضرر: 500 تومان

ریسک شما در این معامله، در صورت فروش در حد ضرر، برابر از دست دادن نصف سرمایه است ( 50 درصد ضرر)، و سود شما نیز برابر 50 درصد می باشد. نسبت سود به ضرر شما در این معامله عملا یک معامله شانسی است و معامله ای پر ریسک تلقیی می شود. هر چقدر این نسبت بیشتر باشد ( فاصله حد سود تا قیمت خرید، بیشتر از فاصله حد ضرر تا قیمت خرید باشد) معامله کم ریسک تر است.

کاهش ریسک با تنوع در سهام

در مثال قبل، فرض کنید کل سرمایه شما 100 میلیون تومان است و کل این سرمایه را بر روی سهم مثال قبل سرمایه گذاری کردید و حد ضرر شما 50 درصد پایین تر از نقطه خرید است. در این صورت، ریسک کل سرمایه شما 50 درصد است و عملا 50 درصد سرمایه شما در خطر است. اما چنانچه این 100 میلیون تومان را به 5 قسمت تقسیم کنید، و مثلا 5 سهم با حد ضررهای مختلف بخرید، یا قسمتی از سرمایه رو در صندوق های درآمد ثابت سرمایه گذاری کنید، ریسک کل سرمایه کاهش خواهد یافت. طبیعی است که احتمال اینکه یک خرید شما اشتباه باشد، بیشتر از این است که هر پنج خرید شما اشتباه از آب در بیاید و با تنوع در سبد سهام، ریسک کل سرمایه را کاهش میدهید.

کاهش ریسک با تنوع در صنعت

پیش تر گفتیم که تنوع در سهام تشکیل سبد سهام، باعث کاهش ریسک می شود، اما این تنوع باید اصول و قواعدی هم داشته باشد. مثلا در این تنوع، شما حق ندارید پنج سهم را از یک صنعت انتخاب کنید، چرا که عملا در این صورت تنوعی در سبد شما وجود ندارد و شما عملا بر روی یک صنعت، تک سهم شده اید.

همچنین اگر سرمایه زیادی دارید، قطعا بهتر است مقداری از آن را در بازارهای موازی سرمایه گذاری کنید. حتی اگر پول کمی دارید، بهتر است برای نیازهای ضروری و یا حتی برای فرصت ها سرمایه گذاری که در آینده پیش می آید مقداری از سرمایه را در صندوق های درامد ثابت یا بانک نگهداری کنید.

همچنین خرید واحدهای صندوق سهامی میتواند کمک بسیار زیادی به کاهش ریسک سرمایه گذاری شما کند و بهتر است همیشه 20 تا 30 درصد از سرمایه تان را به یک صندوق خوب اختصاص دهید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.