در بازراهای مالی چه اتفاقی می افتد؟


آماری عجیب در بازار سرمایه؛ دلال‌ها در لحظه ۵ میلیارد تومان به جیب می‌زنند

بررسی‌های نشان می‌دهد بازار سرمایه در هفته‌های اخیر شاهد خروج بی‌سابقه پول حقیقی‌ها بوده است و حال در شرف از دست دادن کانال یک میلیون و ۳۰۰ هزار واحدی است؛ یک کارشناس بازار سرمایه در این خصوص معتقد است که ناآرامی‌های اخیر تاثیری بر روند آن نداشته است بلکه خود علت ناآرامی‌های اجتماعی اخیر بوده است.

به گزارش دیده بان ایران، بورس در حالی در سال ۱۴۰۱ کار خود را آغاز کرد که شاخص آن در محدوده یک میلیون و ۴۰۰ هزار واحدی قرار داشته است اما در حال حاضر شاخص کل بورس در حال از دست دادن کانال یک میلیون و ۳۰۰ هزار واحدی است و خروج حقیقی‌ها از بازار سرمایه نه تنها متوقف نشده‌است بلکه تشدید نیز شده‌است.

بیشتر بخوانید: اخبار روز خبربان

طبق بررسی‌های به عمل آمده وضعیت بازار سرمایه به نحوی است که نه تنها قیمت سهام‌ها در حال کاهش است بلکه برای سهام‌های ارزان قیمت نیز خریداری یافت نمی‌شود و ارزش معاملات خرد روز به روز در حال کاهش است.

در هفته‌های اخیر اما وضعیت بازار سرمایه وخیم‌تر شده است و در بدترین‌ روزها بازار شاهد خروج شدید پول حقیقی‌ها بوده است به طوری که در تاریخ یازدهم مهرماه نزدیک به ۳۵۰ میلیارد تومان پول توسط سهامداران حقیقی از بازار خارج شد اما این اولین بار نبوده‌است که در هفته‌های اخیر این حجم از پول توسط حقیقی‌ها از بازار سرمایه خارج شده‌است بلکه در هفته‌های اخیر بازار سرمایه به طور مداوم شاهد خروج بالای ۳۰۰ میلیاردتومان پول حقیقی‌ها بوده‌است.

بازار سرمایه بحران‌های پررنگ‌تری را پشت سر گذاشته‌است

همایون دارابی، کارشناس بازار سرمایه، در گفت‌وگو با خبرنگار دیده‌بان ایران و در پاسخ به این پرسش که ناآرامی‌های اجتماعی اخیر چه تاثیری بر روند بازار سرمایه داشته است؛ گفت: وضعیت بازار سرمایه از ابتدای سال به غیر از یک مقطع کوتاهی چندان خوب نبود. این بازار از ناآرامی‌های اجتماعی اخیر تاثیر چندانی نگرفته است چراکه بحران‌های پررنگ‌تری را در گذشته تجربه کرده است که در آن بحران‌ها شرایط بازار بهتر بوده و حمایت و هماهنگی که بین بازیگران بزرگ بازار بوده است، بازار سرمایه را در آن مقاطع نجات داده‌است.

معلوم نیست که اولویت‌های دولت چیست!

دارابی تصریح کرد: واقعیت این است که بخش عمده‌ای از بازیگران بازار ما به خصوص در لایه‌های مختلف مانند تامین اجتماعی، نیروهای مسلح، سهام عدالت، بانک‌ها، بیمه‌ها و هلدینگ‌ها و شرکت‌های تابع وزارتخانه‌ها عملا دولتی هستند و اگر اینها هماهنگ عمل کنند کنترل بازار سرمایه هیچ کار سختی نیست و بنظر می‌رسد که اولویت‌های دولت کنترل بازار سرمایه، مسکن و یا بخش کشاورزی نیست و معلوم نیست که اولویت‌های آن چه چیزی است. دولت ظرفیت بالقوه برای بهبود وضعیت اقتصادی را دارد اما به دلایلی نامشخص این ظرفیت اعمال نشده است.

نابه‌سامانی بورس خود یک علت ناآرامی‌های اخیر بوده‌ است

این کارشناس بازار سرمایه در بخش دیگری از گفت‌وگو با دیده‌بان ایران افزود: ناآرامی‌های اخیر و بحث‌های اجتماعی ریشه بسیار قوی در بخش اقتصادی دارد و اگر به ابتدای سال و حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی برگردیم متوجه می‌شویم که تورم برای دهک‌های مختلف درآمدی به خصوص دهک‌های پایین بسیار شدید است. در حالی که ما تورم نزدیک به ۵۰ درصدی را تجربه می‌کنیم، برای دهک‌های پایین احساس تورمی بالای ۶۰ درصد بوده و در کنار تورم سنگین، بیکاری شدید قرار دارد و بخش‌های اشتغال‌زا مانند مسکن و تولید فعالیت چندانی ندارند و همراهی تورم سنگین با بیکاری شدید فضای ناآرامی را به وجود می‌آورد که در نهایت ما با یک علت مواجه نیستیم که نابه‌سامانی در بورس را به ناآرامی‌های اجتماعی تقلیل دهیم بلکه نابه‌سامانی بورس خود یک علت ناآرامی‌های اخیر بوده‌است.

چرا زور تورم به قیمت‌ سهام‌ها نمیرسد؟

دارابی در پاسخ به این سوال که چرا زور تورم به قیمت‌ سهام‌ها نمی‌رسد؛ گفت: تورم زمانی‌ می‌تواند وضعیت یک بنگاه اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد که در بخش‌های مختلف آن بنگاه اقتصادی و در صورت مالی منعکس شود. ما در جامعه تورم داریم اما زمانی که قیمت‌گذاری دستوری اعمال می‌شود و به شرکت اجازه داده‌ نمی‌شود که با قیمت‌های واقعی فروش را صورت دهد، هر چقدر که تورم وجود داشته باشد در شرکت‌ها اعمال نخواهد شد و به بیرون از شرکت منتقل خواهد شد که در نهایت موجب عدم سودآوری شرکت و تقلیل بنیه آن خواهد شد و دولت نیز نمی تواند مالیات و حقوق رسمی‌اش را دریافت کند، بدترین اتفاقی که در شرایط تورمی می تواند برای یک بنگاه اتفاق بیافتد که منجر به ورشکستگی آن خواهد شد، تاکید بر قیمت‌گذاری دستوری است.

دارابی گفت: در حال حاضر تاثیر تورم بر قیمت سهام با توجه به در بازراهای مالی چه اتفاقی می افتد؟ قیمت‌گذاری دستوری از بین رفته است و از طرف دیگر اختلاف بین ارز نیمایی و ارز آزاد نیز مانعی بر سر ارزندگی سهام بنگاه‌ها شده‌است.

وی تشریح کرد: بنگاه‌های صادراتی ما با تمام بدبختی‌ها در نهایت موفق می‌شود که یک میلیون دلار صادرات انجام دهند اما در ازای این یک میلیون دلار ۲۷ میلیارد تومان در بازار نیمایی به دست می‌آورد در صورتی که در بازار آزاد همان ارز ۳۲ میلیارد تومان می‌ارزد؛ به این معنا که یک دلال در همان لحظه نزدیک به ۵ میلیارد تومان از این قضیه سود می‌برد در صورتی که بنگاهی که با هزار بدبختی صادراتی را صورت داده است هیچ حاشیه سودی نخواهد داشت، همان‌طور که در صنعت پتروشیمی به واسطه این اتفاقات شاهد تعطیل شدن برخی از واحدها هستیم و صرفه اقتصادی و سود این بنگاه‌ها به جیب دلال‌ها و واردکنندگان می‌رود.

این کارشناس بازار سرمایه در ادامه افزود: زمانی که اجازه داده در بازراهای مالی چه اتفاقی می افتد؟ نشود بنگاه‌ها تورم را از طریق قیمت‌های واقعی فروش و قیمت واقعی ارز در صورت‌های مالی‌اش اعمال کنند، هیچ تاثیری بر روی سودآوری شرکت و ارزندگی سهام‌ آن نخواهد داشت و از سوی دیگر از آنجا که هزینه‌های آن شرکت بالا رفته‌است، بنگاه‌های ما در وضعیت تورمی رو به ضعف خواهند رفت و تورم نه تنها بنگاه را در این شرایط نگه نخواهد داشت بلکه باعث ضعف آن نیز خواهد شد.

دارابی در پاسخ به این سوال که وضعیت نامشخص برجام در شرایط فعلی چه تاثیری بر بازار سرمایه خواهد داشت؛ گفت: در حال حاضر کسی از برجام انتظار خاصی ندارد، ممکن است در روابط سیاسی و یا بین‌الملل وضع برجام خیلی قابل ملاحظه باشد اما در مسائل اقتصادی، ۹۰ درصد مشکلات داخلی است.

برجام چوب جادویی نیست که اقتصاد ایران را نجات دهد

وی عنوان کرد: بنظر بنده چه برجام صورت گیرد و چه صورت نگیر تاثیر آن بر اقتصاد ما بیش از ۱۰ درصد نخواهد بود، ممکن است برای دولت و حوزه‌هایی مانند سیاست خارجی برجام سهم موثرتری داشته باشد اما در حوزه اقتصادی سهم برجام چشمگیر نیست و برجام چوب جادویی نیست که تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر وضعیت اقتصادی داشته باشد و حتی اگر برجامی اتفاق افتد اما در بازراهای مالی چه اتفاقی می افتد؟ ناپایدار باشد و پیش از اینکه اقتصاد ایران بتواند از آن استفاده کند برهم بخورد، تاثیر نپذیرفتن آن خیلی بهتر از پذیرفتن آن خواهد بود.

افزایش نرخ دلار ناشی از داده‌های سیاسی است

یک کارشناس بازار سرمایه اظهار داشت: در اعتراضات و بحران سیاسی، بالاترین ریسک متوجه اوراق مالی می‌شود که این روند در تمام اقتصادهای دنیا تحقیقا تجربه شده‌ است و تنها محدود به بازار ایران نمی‌شود. در واقع بالاترین ریسک برای بازارهای مالی، ریسک‌های سیاسی و بحران‌های سیاسی است. حمید میرمعینی در گفت‌وگو با ایلنا با بیان اینکه هر اتفاقی که منشا آن نگرانی از آینده باشد بر بازارهای مالی از جمله بازار سرمایه و بورس اثر منفی می‌گذارد، اظهار داشت: مهم‌ترین عامل ریزش شاخص در چند روز گذشته بحث اعتراضات بوده و همین اعتراضات باعث شد احساس ترس در بازار حاکم شود و این یکی از متغیرهای اثرگذار در کل روند معاملات است. اساسا هر عاملی که باعث کاهش امنیت سرمایه‌گذاری شود، افق سرمایه‌گذاری و شاخص‌های اقتصادی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. وی با تاکید بر اینکه شاخص‌های بورس به عنوان شاخص‌های پیش‌نگر سریعا از این اتفاقات تاثیر می‌پذیرند و سرمایه‌گذاران در بازارهای مالی اولین سرمایه‌گذارانی هستند که سریعا این تاثیر را در تصمیمات خود لحاظ می‌کنند، گفت: دقیقا همین افت و ریزش‌ها را درسال 98 و 88 تجربه کردیم. این کارشناس بازار سرمایه افزود: این روند ریزش در مواقع بحران‌های سیاسی در تمام دنیا اتفاق می‌افتد و در اعتراضات و بحران سیاسی، بالاترین ریسک متوجه اوراق مالی می‌شود که این روند در تمام اقتصادهای دنیا تحقیقا تجربه شده‌ است و تنها محدود به بازار ایران نمی‌شود. در واقع بالاترین ریسک برای بازارهای مالی، ریسک‌های سیاسی و بحران‌های سیاسی است. میرمعینی ادامه داد: دومین عوامل ریزش شاخص در این چند روز اخیر، به نتیجه نرسیدن مذاکرات برجام بود و در همین دوره اعتراضات، اخبار مایوس‌کننده از روند مذاکرات منتشر شد، بنابراین این دو اتفاق مهمترین عوامل کاهش شاخص شدند و حجم معاملات در این مدت کاهش پیدا کرد. وی گفت: علاوه بر این دو عامل موثر، داده‌های خوبی از اقتصاد هم نمی‌بینیم؛ رشد نقدینگی به 5 هزار و 400 هزار میلیارد تومان رسیده که سیگنال نگران کننده نسبت به آینده است و برنامه جدید اقتصادی هم اعلام نشده و قیمت‌گذاری و مشکلاتی که از گذشته وجود داشتند همچنان باقی مانده‌اند. در حالی که بازار تشنه و مترصد یک اقدام مناسب برای حل مشکلات است، در این مدت هیچ اقدام موثری برای کاهش فشار مشکلات ندیده‌ایم. این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه دولت اقدام موثری برای تغییرات برنامه در جهت مثبت شدن شاخص‌های اقتصادی و سیاست‌گذاری کلان اقتصادی نداشته، تاکید کرد: در این مدت نه تنها بازار هیچ خبر مثبتی را مشاهده نکرده‌ است که از آن تاثیر بگیرد بلکه نشانه‌های افزایش نرخ دلار و طلا و سایر در بازراهای مالی چه اتفاقی می افتد؟ بازارهای موازی و احساس خطر این بازارها را شاهد بوده‌ است. میرمعینی در پاسخ به این سوال چرا بورس همانند سال 99 از افزایش نرخ دلار تاثیر مثبت برای افزایش شاخص نمی‌پذیرد، اظهار داشت: در آن دوره، نرخ دلار تحت تاثیر سیاست گذاری‌های غلط برای پایین نگه داشتن قیمت ارز بود اما در این مدت نرخ ارز به مرور به ارزش ذاتی قابل پیش‌بینی رسید و افزایش نرخ ارز منجر به افزایش سودآوری شرکت‌ها هم شد و تاثیر خود را بر روی بازار سرمایه هم گذاشت. وی تاکید کرد: البته باید توجه داشت که این افزایش نرخ دلار ناشی از داده‌های سیاسی است و متاثر از داده‌های اقتصادی نیست و بیشتر به نگرانی‌های سیاسی برمی‌گردد، هر موضوعی که منشا آن نگرانی نسبت به آینده باشد تاثیر منفی بر روی بازارهای مالی خواهد داشت . کپی شد

آماری عجیب در بازار سرمایه/ دلال‌ها در لحظه ۵ میلیارد تومان به جیب می‌زنند

آماری عجیب در بازار سرمایه/ دلال‌ها در لحظه ۵ میلیارد تومان به جیب می‌زنند

دیده‌بان ایران نوشت :بررسی‌های نشان می‌دهد بازار سرمایه در هفته‌های اخیر شاهد خروج بی‌سابقه پول حقیقی‌ها بوده است و حال در شرف از دست دادن کانال یک میلیون و ۳۰۰ هزار واحدی است؛ یک کارشناس بازار سرمایه در این خصوص معتقد است که ناآرامی‌های اخیر تاثیری بر روند آن نداشته است بلکه خود علت ناآرامی‌های اجتماعی اخیر بوده است.

بورس در حالی در سال ۱۴۰۱ کار خود را آغاز کرد که شاخص آن در محدوده یک میلیون و ۴۰۰ هزار واحدی قرار داشته است اما در حال حاضر شاخص کل بورس در حال از دست دادن کانال یک میلیون و ۳۰۰ هزار واحدی است و خروج حقیقی‌ها از بازار سرمایه نه تنها متوقف نشده‌است بلکه تشدید نیز شده‌است.

طبق بررسی‌های به عمل آمده وضعیت بازار سرمایه به نحوی است که نه تنها قیمت سهام‌ها در حال کاهش است بلکه برای سهام‌های ارزان قیمت نیز خریداری یافت نمی‌شود و ارزش معاملات خرد روز به روز در حال کاهش است.

بنابر گزارش دیده بان ایران؛ در هفته‌های اخیر اما وضعیت بازار سرمایه وخیم‌تر شده است و در بدترین‌ روزها بازار شاهد خروج شدید پول حقیقی‌ها بوده است به طوری که در تاریخ یازدهم مهرماه نزدیک به ۳۵۰ میلیارد تومان پول توسط سهامداران حقیقی از بازار خارج شد اما این اولین بار نبوده‌است که در هفته‌های اخیر این حجم از پول توسط حقیقی‌ها از بازار سرمایه خارج شده‌است بلکه در هفته‌های اخیر بازار سرمایه به طور مداوم شاهد خروج بالای ۳۰۰ میلیاردتومان پول حقیقی‌ها بوده‌است.

بازار سرمایه بحران‌های پررنگ‌تری را پشت سر گذاشته‌است

همایون دارابی، کارشناس بازار سرمایه، در گفت‌وگو با خبرنگار دیده‌بان ایران و در پاسخ به این پرسش که ناآرامی‌های اجتماعی اخیر چه تاثیری بر روند بازار سرمایه داشته است؛ گفت: وضعیت بازار سرمایه از ابتدای سال به غیر از یک مقطع کوتاهی چندان خوب نبود. این بازار از ناآرامی‌های اجتماعی اخیر تاثیر چندانی نگرفته است چراکه بحران‌های پررنگ‌تری را در گذشته تجربه کرده است که در آن بحران‌ها شرایط بازار بهتر بوده و حمایت و هماهنگی که بین بازیگران بزرگ بازار بوده است، بازار سرمایه را در آن مقاطع نجات داده‌است.

معلوم نیست که اولویت‌های دولت چیست!

دارابی تصریح کرد: واقعیت این است که بخش عمده‌ای از بازیگران بازار ما به خصوص در لایه‌های مختلف مانند تامین اجتماعی، نیروهای مسلح، سهام عدالت، بانک‌ها، بیمه‌ها و هلدینگ‌ها و شرکت‌های تابع وزارتخانه‌ها عملا دولتی هستند و اگر اینها هماهنگ عمل کنند کنترل بازار سرمایه هیچ کار سختی نیست و بنظر می‌رسد که اولویت‌های دولت کنترل بازار سرمایه، مسکن و یا بخش کشاورزی نیست و معلوم نیست که اولویت‌های آن چه چیزی است. دولت ظرفیت بالقوه برای بهبود وضعیت اقتصادی را دارد اما به دلایلی نامشخص این ظرفیت اعمال نشده است.

نابه‌سامانی بورس خود یک علت ناآرامی‌های اخیر بوده‌ است

این کارشناس بازار سرمایه در بخش دیگری از گفت‌وگو با دیده‌بان ایران افزود: ناآرامی‌های اخیر و بحث‌های اجتماعی ریشه بسیار قوی در بخش اقتصادی دارد و اگر به ابتدای سال و حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی برگردیم متوجه می‌شویم که تورم برای دهک‌های مختلف درآمدی به خصوص دهک‌های پایین بسیار شدید است. در حالی که ما تورم نزدیک به ۵۰ درصدی را تجربه می‌کنیم، برای دهک‌های پایین احساس تورمی بالای ۶۰ درصد بوده و در کنار تورم سنگین، بیکاری شدید قرار دارد و بخش‌های اشتغال‌زا مانند مسکن و تولید فعالیت چندانی ندارند و همراهی تورم سنگین با بیکاری شدید فضای ناآرامی را به وجود می‌آورد که در نهایت ما با یک علت مواجه نیستیم که نابه‌سامانی در بورس را به ناآرامی‌های اجتماعی تقلیل دهیم بلکه نابه‌سامانی بورس خود یک علت ناآرامی‌های اخیر بوده‌است.

چرا زور تورم به قیمت‌ سهام‌ها نمیرسد؟

دارابی در پاسخ به این سوال که چرا زور تورم به قیمت‌ سهام‌ها نمی‌رسد؛ گفت: تورم زمانی‌ می‌تواند وضعیت یک بنگاه اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد که در بخش‌های مختلف آن بنگاه اقتصادی و در صورت مالی منعکس شود. ما در جامعه تورم داریم اما زمانی که قیمت‌گذاری دستوری اعمال می‌شود و به شرکت اجازه داده‌ نمی‌شود که با قیمت‌های واقعی فروش را صورت دهد، هر چقدر که تورم وجود داشته باشد در شرکت‌ها اعمال نخواهد شد و به بیرون از شرکت منتقل خواهد شد که در نهایت موجب عدم سودآوری شرکت و تقلیل بنیه آن خواهد شد و دولت نیز نمی تواند مالیات و حقوق رسمی‌اش را دریافت کند، بدترین اتفاقی که در شرایط تورمی می تواند برای یک بنگاه اتفاق بیافتد که منجر به ورشکستگی آن خواهد شد، تاکید بر قیمت‌گذاری دستوری است.

دارابی گفت: در حال حاضر تاثیر تورم بر قیمت سهام با توجه به قیمت‌گذاری دستوری از بین رفته است و از طرف دیگر اختلاف بین ارز نیمایی و ارز آزاد نیز مانعی بر سر ارزندگی سهام بنگاه‌ها شده‌است.

وی تشریح کرد: بنگاه‌های صادراتی ما با تمام بدبختی‌ها در نهایت موفق می‌شود که یک میلیون دلار صادرات انجام دهند اما در ازای این یک میلیون دلار ۲۷ میلیارد تومان در بازار نیمایی به دست می‌آورد در صورتی که در بازار آزاد همان ارز ۳۲ میلیارد تومان می‌ارزد؛ به این معنا که یک دلال در همان لحظه نزدیک به ۵ میلیارد تومان از این قضیه سود می‌برد در صورتی که بنگاهی که با هزار بدبختی صادراتی را صورت داده است هیچ حاشیه سودی نخواهد داشت، همان‌طور که در صنعت پتروشیمی به واسطه این اتفاقات شاهد تعطیل شدن برخی از واحدها هستیم و صرفه اقتصادی و سود این بنگاه‌ها به جیب دلال‌ها و واردکنندگان می‌رود.

آماری عجیب در بازار سرمایه/ دلال‌ها در لحظه ۵ میلیارد تومان به جیب می‌زنند

این کارشناس بازار سرمایه در ادامه افزود: زمانی که اجازه داده نشود بنگاه‌ها تورم را از طریق قیمت‌های واقعی فروش و قیمت واقعی ارز در صورت‌های مالی‌اش اعمال کنند، هیچ تاثیری بر روی سودآوری شرکت و ارزندگی سهام‌ آن نخواهد داشت و از سوی دیگر از آنجا که هزینه‌های آن شرکت بالا رفته‌است، بنگاه‌های ما در وضعیت تورمی رو به ضعف خواهند رفت و تورم نه تنها بنگاه را در این شرایط نگه نخواهد داشت بلکه باعث ضعف آن نیز خواهد شد.

دارابی در پاسخ به این سوال که وضعیت نامشخص برجام در شرایط فعلی چه تاثیری بر بازار سرمایه خواهد داشت؛ گفت: در حال حاضر کسی از برجام انتظار خاصی ندارد، ممکن است در روابط سیاسی و یا بین‌الملل وضع برجام خیلی قابل ملاحظه باشد اما در مسائل اقتصادی، ۹۰ درصد مشکلات داخلی است.

برجام چوب جادویی نیست که اقتصاد ایران را نجات دهد

وی عنوان کرد: بنظر بنده چه برجام صورت گیرد و چه صورت نگیر تاثیر آن بر اقتصاد ما بیش از ۱۰ درصد نخواهد بود، ممکن است برای دولت و حوزه‌هایی مانند سیاست خارجی برجام سهم موثرتری داشته باشد اما در حوزه اقتصادی سهم برجام چشمگیر نیست و برجام چوب جادویی نیست که تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر وضعیت اقتصادی داشته باشد و حتی اگر برجامی اتفاق افتد اما ناپایدار باشد و پیش از اینکه اقتصاد ایران بتواند از آن استفاده کند برهم بخورد، تاثیر نپذیرفتن آن خیلی بهتر از پذیرفتن آن خواهد بود.

آینده تأمین مالی اسلامی و نگاه‌های متفاوت به راه‌های پیش‌ رو

صنعت تأمین مالی اسلامی خود را در یک نقطه عطف فلسفی می‌بیند؛ یا می‌تواند دستاوردهای خود را به عنوان بخشی معتبر و مهم از معماری مالی جهان تثبیت کند، یا به دنبال استفاده از نیروی خود برای تغییر همه چیز باشد و هدف خود را تبدیل شدن به مدلی جسورانه و جدید ببیند.

به گزارش ایکنا به نقل از Euro Money، کریس رایت (Chris Wright)، روزنامه‌نگار و دبیر بخش آسیای این وب‌سایت در هنگ‌کنگ طی یادداشتی با محوریت آینده و جایگاه تأمین مالی اسلامی در اقتصاد جهان نوشت: تأمین مالی اسلامی مدت‌هاست که به نقطه بحرانی رسیده است. نوآوری پرشور اوایل دهه 2000 جای خود را به حال و هوای تثبیت دقیق داده است.

بر اساس گزارش وضعیت اقتصاد اسلامی جهانی، دارایی‌های بخش تأمین مالی اسلامی در پایان سال 2021 به ارزش 3.6 تریلیون دلار رسید. بر اساس گزارش شرکت رتبه‌بندی مودی، انتشار جهانی صکوک در سال 2021، 181 میلیارد دلار بود، در حالی که فیچ می‌گوید ارزش سرمایه‌های اسلامی تا پایان سال 2021، قبل از سقوط با بقیه بخش‌های بازار، 130 میلیارد دلار بود.

اینها اعداد بزرگی هستند که قرار نیست از بین بروند و در عوض باید از اینجا به بعد به‌طور خودکار رشد کنند. بعد چه اتفاقی می‌افتد؟

صنعت تأمین مالی اسلامی خود را در یک نقطه عطف فلسفی می‌بیند؛ یا می‌تواند دستاوردهای خود را به عنوان بخشی معتبر و مهم از معماری مالی جهان تثبیت کند، یا به دنبال استفاده از نیروی خود برای تغییر همه چیز باشد و هدف خود را تبدیل شدن به مدلی جسورانه و جدید ببیند.

این موضوع به شدت در مجمع جهانی تأمین مالی اسلامی در کوالالامپور که هفته نخست اکتبر برگزار شد، مورد بحث قرار گرفت و طیفی از نظرات جالب را در مورد آنچه که تأمین مالی اسلامی محقق کرده است، نشان داد.

ادغام عملی با تأمین مالی متعارف

در میان کسانی که فکر می‌کنند تثبیت عملی جواب می‌دهد، مختار حسین است که بیشتر به خاطر سال‌های طولانی کار در HSBC از جمله مدیریت اجرایی HSBC Amanah (بازوی تأمین مالی اسلامی این بانک) و HSBC مالزی شناخته می‌شود. او می‌گوید که دارایی حوزه تأمین اسلامی در حال حاضر حدود 1 درصد از صنعت تأمین مالی در جهان است.

او می‌افزاید: یک درصد ممکن است بسیار کوچک به نظر برسد، اما در زمینه صنعتی که اساساً 50 سال قدمت دارد، این پیشرفت در مدت زمان نسبتاً کوتاهی بسیار زیاد است و قطعاً فرصتی برای افزایش قابل توجه این تعداد در سال‌های آینده وجود دارد.

آینده تامین مالی اسلامی و نگاه‌های متفاوت به راه های پیش‌رو

حسین برای ادامه رشد در امتداد همان خطوط امروزی استدلال می‌کند، اگرچه او می‌گوید باید تمرکز بیشتری روی بدهی‌ها و مدیریت بدهی‌ها به اندازه دارایی‌ها صورت گیرد.

او می‌گوید: «آنچه من به کسانی که به شدت از ایده تبدیل نظام مالی به اسلامی‌تر از آنچه که هست حمایت می‌کنند، می‌گویم دقیقاً همین است.»

با این همه حسین هشدار می‌دهد: به یاد داشته باشید، ایده‌آلیسم جایگاهی دارد، اما واقعیت ایده‌آلیسم این است که باید با واقع‌گرایی روبه‌رو و سپس این واقع‌گرایی به مراحل عملی و عمل‌گرایانه تبدیل شود که آن ایده‌آلیسم را به نوعی به واقعیت تجاری پایدار منتقل کند.

از نظر حسین، توسعه تأمین مالی اسلامی دشوار بوده است: «تأمین مالی اسلامی به عنوان یک قیمت‌گیر (قیمت‌گیرنده فرد یا شرکتی است که باید قیمت‌های رایج در بازار را بپذیرد، بدون اینکه سهمی از بازار برای تأثیرگذاری بر قیمت بازار به خودی خود نداشته باشد) شروع شد، اما دستاوردهای بعدی آن در مقیاس و پیچیدگی به این معنی بود که شروع به فرمانروایی بر سرنوشت خود از نظر نوآوری کرد؛ بیشتر از نظر محصول و از نظر ساختار.»

او استدلال می‌کند که تنها از طریق ادامه ساختن آن بخش از سهم بازار، تأمین مالی اسلامی فرصتی برای ورود بیشتر در سیستم مالی گسترده‌تر به دست می‌آورد.

نگاه متفاوت به تأمین مالی اسلامی

برای دیگران این کافی نیست، از جمله آنها علا العابد، مدیر عامل Wethaq Capital Platform در بحرین است. او چیزی کمتر از لغو سیستم بانکداری با ذخایر کسری نمی‌خواهد؛ مدلی از بانکداری که در اکثر کشورهای جهان اعمال می‌شود که از طریق آن بانک‌های سپرده‌پذیر بخش بیشتر از بدهی‌های خود را در دارایی‌های نقدی به‌عنوان ذخیره نگه داشته و بقیه را می‌توانند وام دهند.

به نظر او، یک سیستم بانکی با ذخیره کامل که به معنای ذخیره 100 درصدی الزامی برای حساب‌های سپرده‌های تقاضا است، با اعطای وام فقط در مقابل سپرده‌های مدت‌دار با اصول مالی اسلامی همخوانی بیشتری دارد.

العابد می‌گوید: نمی‌توان این واقعیت را انکار کرد که شکل‌گیری کنونی بانکداری اسلامی از بانکداری متعارف گرفته شده و از بسیاری از تکنیک‌ها و ابزارهای آن استفاده می‌کند، از جمله سیستم‌های بیمه کسری ذخیره و سپرده‌ها.

آینده تامین مالی اسلامی و نگاه‌های متفاوت به راه های پیش‌رو

او می‌گوید: تلاش‌های علمی مدت‌هاست که ارتباط بین سیستم ذخایر کسری، اهرم‌های مالی، رونق اعتبار و بحران‌ها را به هم مرتبط کرده‌اند، به این صورت که آنها بدهی‌ها را در اقتصاد ایجاد، حباب‌ها (در اقتصاد و بازار) را متورم می‌کنند، و تأمین مالی را از اقتصاد واقعی جدا و این امر چالش‌ها و مسائل را تشدید می‌کند.

العابد تصریح کرد: طرح‌های بیمه سپرده‌ها خطای ناهماهنگی ریسک و پاداش را دارند. بانک‌ها می‌توانند از سود کامل معاملات پرخطر بهره ببرند، در حالی که ضرر آن محدود است.

در پیشنهاد او، بانک‌ها ملزم به حمایت کامل برای سپرده‌های عندالمطالبه خواهند بود و سپرده‌گذاران نیز به نوبه خود انتظار دریافت غرامت پولی برای آنها ندارند. با این حال، دارندگان حساب‌های سرمایه‌گذاری اسلامی به طور کامل هر دو جنبه مثبت و منفی تراکنش‌ها را دارند.

با این همه در سطح جهانی، به وضوح هیچ شانسی برای این اتفاق وجود ندارد.

تفاوت دیدگاه در تأمین مالی اسلامی

در چندین کشور اسلامی، به‌ویژه مالزی، تمرکز مجددی بر تلاش برای از بین بردن منافع اجتماعی از منابع مالی اسلامی است. ممکن است روزی مالزی، ایران، عربستان سعودی یا شاید بحرین به این فکر بیافتند که ذخایر کامل حساب‌های سپرده را بخواهند تا ببینند چه تأثیری بر دوام بانک‌ها (که به شدت برای سودآوری، احتمالاً از آنجایی که روی سپرده‌ها حساب می‌کنند) و رفتار مصرف‌کننده و رشد اقتصادی دارند.

به احتمال زیاد، تأمین مالی اسلامی در امتداد ریل‌هایی که مدت‌هاست ایجاد کرده، به تکامل خود ادامه خواهد داد، دستاوردهای خود را تقویت می‌کند و صدایی در اقتصادهای فردی ایجاد می‌کند. اما زیر سؤال بردن کل موضوع، و اینکه چگونه ممکن است بهبود یابد یا دوباره اختراع شود، دقیقاً همان کاری است که این صنعت باید انجام دهد.

آماری عجیب در بازار سرمایه؛ دلال‌ها در لحظه ۵ میلیارد تومان به جیب می‌زنند

دارابی گفت: در حال حاضر تاثیر تورم بر قیمت سهام با توجه به قیمت‌گذاری دستوری از بین رفته است و از طرف دیگر اختلاف بین ارز نیمایی و ارز آزاد نیز مانعی بر سر ارزندگی سهام بنگاه‌ها شده‌است.

بررسی‌های نشان می‌دهد بازار سرمایه در هفته‌های اخیر شاهد خروج بی‌سابقه پول حقیقی‌ها بوده است و حال در شرف از دست دادن کانال یک میلیون و ۳۰۰ هزار واحدی است؛ یک کارشناس بازار سرمایه در این خصوص معتقد است که ناآرامی‌های اخیر تاثیری بر روند آن نداشته است بلکه خود علت ناآرامی‌های اجتماعی اخیر بوده است.

به گزارش دیده بان ایران، بورس در حالی در سال ۱۴۰۱ کار خود را آغاز کرد که شاخص آن در محدوده یک میلیون و ۴۰۰ هزار واحدی قرار داشته است اما در حال حاضر شاخص کل بورس در حال از دست دادن کانال یک میلیون و ۳۰۰ هزار واحدی است و خروج حقیقی‌ها از بازار سرمایه نه تنها متوقف نشده‌است بلکه تشدید نیز شده‌است.

طبق بررسی‌های به عمل آمده وضعیت بازار سرمایه به نحوی است که نه تنها قیمت سهام‌ها در حال کاهش است بلکه برای سهام‌های ارزان قیمت نیز خریداری یافت نمی‌شود و ارزش معاملات خرد در بازراهای مالی چه اتفاقی می افتد؟ روز به روز در حال کاهش است.

در هفته‌های اخیر اما وضعیت بازار سرمایه وخیم‌تر شده است و در بدترین‌ روزها بازار شاهد خروج شدید پول حقیقی‌ها بوده است به طوری که در تاریخ یازدهم مهرماه نزدیک به ۳۵۰ میلیارد تومان پول توسط سهامداران حقیقی از بازار خارج شد اما این اولین بار نبوده‌است که در هفته‌های اخیر این حجم از پول توسط حقیقی‌ها از بازار سرمایه خارج شده‌است بلکه در هفته‌های اخیر بازار سرمایه به طور مداوم شاهد خروج بالای ۳۰۰ میلیاردتومان پول حقیقی‌ها بوده‌است.

بازار سرمایه بحران‌های پررنگ‌تری را پشت سر گذاشته‌است

همایون دارابی، کارشناس بازار سرمایه، در گفت‌وگو با خبرنگار دیده‌بان ایران و در پاسخ به این پرسش که ناآرامی‌های اجتماعی اخیر چه تاثیری بر روند بازار سرمایه داشته است؛ گفت: وضعیت بازار سرمایه از ابتدای سال به غیر از یک مقطع کوتاهی چندان خوب نبود. این بازار از ناآرامی‌های اجتماعی اخیر تاثیر چندانی نگرفته است چراکه بحران‌های پررنگ‌تری را در گذشته تجربه کرده است که در آن بحران‌ها شرایط بازار بهتر بوده و حمایت و هماهنگی که بین بازیگران بزرگ بازار بوده است، بازار سرمایه را در آن مقاطع نجات داده‌است.

معلوم نیست که اولویت‌های دولت چیست!

دارابی تصریح کرد: واقعیت این است که بخش عمده‌ای از بازیگران بازار ما به خصوص در لایه‌های مختلف مانند تامین اجتماعی، نیروهای مسلح، سهام عدالت، بانک‌ها، بیمه‌ها و هلدینگ‌ها و شرکت‌های تابع وزارتخانه‌ها عملا دولتی هستند و اگر اینها هماهنگ عمل کنند کنترل بازار سرمایه هیچ کار سختی نیست و بنظر می‌رسد که اولویت‌های دولت کنترل بازار سرمایه، مسکن و یا بخش کشاورزی نیست و معلوم نیست که اولویت‌های آن چه چیزی است. دولت ظرفیت بالقوه برای بهبود وضعیت اقتصادی را دارد اما به دلایلی نامشخص این ظرفیت اعمال نشده است.

نابه‌سامانی بورس خود یک علت ناآرامی‌های اخیر بوده‌ است

این کارشناس بازار سرمایه در بخش دیگری از گفت‌وگو با دیده‌بان ایران افزود: ناآرامی‌های اخیر و بحث‌های اجتماعی ریشه بسیار قوی در بخش اقتصادی دارد و اگر به ابتدای سال و حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی برگردیم متوجه می‌شویم که تورم برای دهک‌های مختلف درآمدی به خصوص دهک‌های پایین بسیار شدید است. در حالی که ما تورم نزدیک به ۵۰ درصدی را تجربه می‌کنیم، برای دهک‌های پایین احساس تورمی بالای ۶۰ درصد بوده و در کنار تورم سنگین، بیکاری شدید قرار دارد و بخش‌های اشتغال‌زا مانند مسکن و تولید فعالیت چندانی ندارند و همراهی تورم سنگین با بیکاری شدید فضای ناآرامی را به وجود می‌آورد که در نهایت ما با یک علت در بازراهای مالی چه اتفاقی می افتد؟ مواجه نیستیم که نابه‌سامانی در بورس را به ناآرامی‌های اجتماعی تقلیل دهیم بلکه نابه‌سامانی بورس خود یک علت ناآرامی‌های اخیر بوده‌است.

چرا زور تورم به قیمت‌ سهام‌ها نمیرسد؟

دارابی در پاسخ به این سوال که چرا زور تورم به قیمت‌ سهام‌ها نمی‌رسد؛ گفت: تورم زمانی‌ می‌تواند وضعیت یک بنگاه اقتصادی را در بازراهای مالی چه اتفاقی می افتد؟ تحت تاثیر قرار دهد که در بخش‌های مختلف آن بنگاه اقتصادی و در صورت مالی منعکس شود. ما در جامعه تورم داریم اما زمانی که قیمت‌گذاری دستوری اعمال می‌شود و به شرکت اجازه داده‌ نمی‌شود که با قیمت‌های واقعی فروش را صورت دهد، هر چقدر که تورم وجود داشته باشد در شرکت‌ها اعمال نخواهد شد و به بیرون از شرکت منتقل خواهد شد که در نهایت موجب عدم سودآوری شرکت و تقلیل بنیه آن خواهد شد و دولت نیز نمی تواند مالیات و حقوق رسمی‌اش را دریافت کند، بدترین اتفاقی که در شرایط تورمی می تواند برای یک بنگاه اتفاق بیافتد که منجر به ورشکستگی آن خواهد شد، تاکید بر قیمت‌گذاری دستوری است.

دارابی گفت: در حال حاضر تاثیر تورم بر قیمت سهام با توجه به قیمت‌گذاری دستوری از بین رفته است و از طرف دیگر اختلاف بین ارز نیمایی و ارز آزاد نیز مانعی بر سر ارزندگی سهام بنگاه‌ها شده‌است.

وی تشریح کرد: بنگاه‌های صادراتی ما با تمام بدبختی‌ها در نهایت موفق می‌شود که یک میلیون دلار صادرات انجام دهند اما در ازای این یک میلیون دلار ۲۷ میلیارد تومان در بازار نیمایی به دست می‌آورد در صورتی که در بازار آزاد همان ارز ۳۲ میلیارد تومان می‌ارزد؛ به این معنا که یک دلال در همان لحظه نزدیک به ۵ میلیارد تومان از این قضیه سود می‌برد در صورتی که بنگاهی که با هزار بدبختی صادراتی را صورت داده است هیچ حاشیه سودی نخواهد داشت، همان‌طور که در صنعت پتروشیمی به واسطه این اتفاقات شاهد تعطیل شدن برخی از در بازراهای مالی چه اتفاقی می افتد؟ واحدها هستیم و صرفه اقتصادی و سود این بنگاه‌ها به جیب دلال‌ها و واردکنندگان می‌رود.

این کارشناس بازار سرمایه در ادامه افزود: زمانی که اجازه داده نشود بنگاه‌ها تورم را از طریق قیمت‌های واقعی فروش و قیمت واقعی ارز در صورت‌های مالی‌اش اعمال کنند، هیچ تاثیری بر روی سودآوری شرکت و ارزندگی سهام‌ آن نخواهد داشت و از سوی دیگر از آنجا که هزینه‌های آن شرکت بالا رفته‌است، بنگاه‌های ما در وضعیت تورمی رو به ضعف خواهند رفت و تورم نه تنها بنگاه را در این شرایط نگه نخواهد داشت بلکه باعث ضعف آن نیز خواهد شد.

دارابی در پاسخ به این سوال که وضعیت نامشخص برجام در شرایط فعلی چه تاثیری بر بازار سرمایه خواهد داشت؛ گفت: در حال حاضر کسی از برجام انتظار خاصی ندارد، ممکن است در روابط سیاسی و یا بین‌الملل وضع برجام خیلی قابل ملاحظه باشد اما در مسائل اقتصادی، ۹۰ درصد مشکلات داخلی است.

برجام چوب جادویی نیست که اقتصاد ایران را نجات دهد

وی عنوان کرد: بنظر بنده چه برجام صورت گیرد و چه صورت نگیر تاثیر آن بر اقتصاد ما بیش از ۱۰ درصد نخواهد بود، ممکن است برای دولت و حوزه‌هایی مانند سیاست خارجی برجام سهم موثرتری داشته باشد اما در حوزه اقتصادی سهم برجام چشمگیر نیست و برجام چوب جادویی نیست که تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر وضعیت اقتصادی داشته باشد و حتی اگر برجامی اتفاق افتد اما ناپایدار باشد و پیش از اینکه اقتصاد ایران بتواند از آن استفاده کند برهم بخورد، تاثیر نپذیرفتن آن خیلی بهتر از پذیرفتن آن خواهد بود.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.